مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - آیا جنگهای فکری و عقیدتی جنگهای طبقاتی است؟
بگویند، عکس این را میگویند؛ میگویند معمّم وابسته به طبقه بوروژاست و فکلیها نه. به هر حال چگونه میشود اینها را تحلیل کرد؟.
یک وقت دیگر هم من همین حرف را به یک نفر که میخواست قضایا را روی این حسابها توجیه کند گفتم که حسینیه ارشاد را تو چگونه توجیه میکنی؟ یک نفر سرمایهدار (آقای همایون) بانی و مؤسس اینجاست و افکاری که در اینجا پخش میشود و طبقهای که از اینجا تغذیه فکری میکنند، افرادی هستند که افکار ضد سرمایه داری دارند. اینجا خودش را سمبل افکار سوسیالیستی و ضد سرمایه داری و امثال اینها میداند. یک مؤسسه مجلّل چند میلیونی پایگاه چنین افکاری شده است. این را از نظر تفکر مارکسیستی چگونه میشود توجیه کرد؟.
از نظر ما قابل توجیه است. ما برای آن شخص مؤسس در عین اینکه وابسته به طبقه سرمایهدار است، یک وجدان اسلامی قائل هستیم که این وجدانش هیچ گونه بستگی به طبقهاش ندارد؛ یعنی چنین آدمی چون وجدانش وجدان اصیلی است، میتواند کاری بر ضد طبقه خودش بکند و هیچ مانعی ندارد. اما اینهایی که قضایا را روی این حساب توجیه میکنند چه میگویند؟ مخصوصاً اشخاصی که هم افکارشان چنین افکاری است و هم با سوء ظن و بدبینی به این مؤسسه نگاه نمیکنند. حال اگر افرادی با سوء ظن و بدبینی نگاه کنند، مثلًا بگویند: این یک دام امپریالیستی است، یک دام کاپیتالیستی است، بگویند: این یک کانال انحرافی است که افکار را از مسیر اصلی خودش منحرف کند، باز یک حرفی است. افرادی که به چنین چیزی هم اعتقاد ندارند، چگونه این امر را توجیه میکنند؟ به نظر ما جز با این که برای وجدان انسان مقداری استقلال [قائل شویم توجیه پذیر نیست.] و استقلال که میگوییم، معنایش این نیست که وجدان انسان یک سد و دژی است که هیچ چیز در آن نفوذ ندارد، بلکه میگوییم وجدان انسان یک عامل مستقل است مثل همه عوامل جهان که هم از عاملهای دیگر متأثر میشود و هم عاملهای دیگر را تحت تأثیر خودش قرار میدهد. مقصود ما از استقلال، این است.
از این رو قوای محرّکه تاریخ، یعنی چیزی که تاریخ را به وجود میآورد، جنگهای طبقاتی است. انگلس میگوید: مسلّم شده است که در تاریخ