مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - قوانین اسلامی از نوع قضایای حقیقیه است
همه افرادی که در این جلسه نشستهاند بیدارند. حکم رفته روی مجموع محدودی از افراد که حکم روی افراد است. اینجا ما بجای اینکه یک یک حکم کنیم، بگوییم آقای الف، آقای ب و ... همه را در یک لفظ جمع کردیم و گفتیم: همه افراد این جمعیت. این را میگویند قضیه خارجیه.
منطقیین برای قضایای خارجیه ارزش زیادی قائل نیستند، میگویند قضایایی که در علوم مورد استفاده است قضایای خارجیه نیست.
نوع دوم، قضایای حقیقیه است. در قضایای حقیقیه حکم روی افراد نمیرود، روی یک عنوان کلی میرود. چون شما خاصیت را از این عنوان به دست آوردهاید، میگویید: هرچه که تحت این عنوان قرار بگیرد، الّا و لابد دارای این خاصیت است. اگر بگوییم: آیا مقصود، همه افرادی است که در زمان ما موجود است؟
میگویید: نه، در گذشته هم هرچه بوده مشمول این هست. در آینده چطور؟ در آینده هم همینطور. آنگاه شما میگویید: هرچه که در عالمْ وجود پیدا کند، همینکه مصداق این «کلی» شد باید این حکم را داشته باشد و نمیتواند نداشته باشد؛ غیر از آن قضیه اول است که گفتیم «افرادی که در اینجا جمعند، همه بیدارند» که درباره همین افراد محدود درست است. دو ساعت دیگر ممکن است افراد دیگری اینجا باشند، نصفشان بیدار باشند، نصفشان خواب. این حکم فقط برای اینها صادق بود.
یا میگوییم: همه مردم ایران امروز مسلمانند. این قضیه، امروز ممکن است صادق باشد ولی دو هزارسال پیش صادق نبود. ممکن است دوهزارسال بعد هم صادق نباشد.
ولی یک وقت شما میگویید: هر مثلثی چنین است. وقتی میگویید: هر مثلث چنین است، مجموعی از مثلثها را در نظر نگرفتهاید که بخواهید حکم آنها را گفته باشید؛ میگویید: حکم مال مثلث است. میگوییم: آیا مثلثهای اینجا را میگویید؟
میگویید: اینجا و آنجا ندارد. مثلثهای این زمان را میگویید؟ این زمان و آن زمان ندارد. شامل مثلثهایی است که در گذشته بوده یا در حال حاضر است و یا در آینده خواهد بود، و حتی شامل مثلثهای فرضی هم هست؛ یعنی هرچه را که من فرض بکنم که آن، مثلث است، در حالی که آن را مثلث فرض کردهام، این حکم هم با این فرض روی آن است. میگویند حتی شامل افراد فرضی خودش هم میشود، چون این حکم خاصیتی است که از «مثلث بودن» پیدا میشود. اما حکم مثال اول از