مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩ - پیام سعد
زنده است یا مرده؟.
در این میان مردی از مسلمانان فراری از کنار یکی از مجروحین به نام سعدبن ربیع- که دوازده زخم کاری برداشته بود- عبور کرد و به او گفت:
«از قراری که شنیدهام پیغمبر کشته شده است!» سعد گفت:
«اما خدای محمد زنده است و هرگز نمیمیرد. تو چرا معطلی و از دین خود دفاع نمیکنی؟ وظیفه ما دفاع از شخص محمد نبود که وقتی کشته شد موضوع منتفی شده باشد، ما از دین خود دفاع کردیم و این موضوع همیشه باقی است.».
از آن سوی، رسل اکرم که اصحاب خود را یاد میکرد، ببیند کی زنده است و کی مرده؟ کی جراحتش قابل معالجه است و کی نیست؟ فرمود:
«چه کسی داوطلب میشود اطلاع صحیحی از سعدبن ربیع برای من بیاورد؟».
یکی از انصار گفت:
«من حاضرم».
مرد انصاری رفت و سعد را در میان کشتگان یافت، اما هنوز رمقی از حیات در او بود. به او گفت:
«پیغمبر مرا فرستاده خبر تو را برایش ببرم که زندهای یا مرده؟» سعد گفت:
«سلام مرا به پیغمبر برسان و بگو سعد از مردگان است، زیرا چند لحظهای بیشتر از زندگی او باقی نمانده است، و بگو سعد گفت: «خداوند به تو بهترین پاداشها که سزاوار یک پیغمبر است بدهد.» آنگاه گفت این پیام را هم از طرف من به انصار و یاران پیغمبر ابلاغ کن، بگو سعد میگوید: «عذری نزد خدا نخواهید داشت اگر به پیغمبر شما آسیبی برسد و شما جان در بدن داشته باشید.».
هنوز مرد انصاری از کنار سعدبن ربیع دور نشده بود که سعد جان به جان آفرین تسلیم کرد. [١]
[١]. شرح ابی الحدید ١، جلد ٣، چاپ بیروت، صفحه ٥٧٤؛ و سیره ابن هشام، ج ٢/ ص ٩٤.