مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - ٢ مسأله ولایتعهد امام رضا علیه السلام
ناچسبی خودش به دستگاه مأمونی را ثابت کرد. آن جملهای که در اولین خطابه ولایتعهدش خواند به نظر من خیلی عجیب و باارزش است. آن مجلس عظیم را مأمون تشکیل میدهد و تمام سران مملکتی از وزرا و سران سپاه و شخصیتها را دعوت میکند و همه با لباسهای سبز- که شعاری بود که آن وقت مقرر کردند- شرکت میکنند [١]. اول کسی را که دستور داد بیاید با حضرت رضا به عنوان ولایتعهد بیعت کند پسرش عباس بن مأمون بود که ظاهرا قبلًا ولیعهد یا نامزد ولایتعهد بود؛ و بعد دیگران یک یک آمدند و بیعت کردند. سپس شعرا و خطبا آمدند و شعرهای بسیار عالی خواندند و خطابههای بسیار غرّا انشاء کردند. بعد قرار شد خود حضرت خطابهای بخواند. حضرت برخاست و در یک سطرونیم فقط، صحبت کرد که جملاتش درواقع ایراد به تمام کارهای آنها بود. مضمونش این است: «ما (یعنی ما اهل بیت، ما ائمه) حقی داریم بر شما مردم به اینکه ولی امر شما باشیم: معنایش این است که این حق اصلا مال ما هست و چیزی نیست که مأمون بخواهد به ما واگذار کند. و شما در عهده ما حقی دارید. حق شما این است که ما شما را اداره کنیم. و هرگاه شما حق ما را به ما دادید- یعنی هر وقت شما ما را به عنوان خلیفه پذیرفتید- بر ما لازم میشود که آن وظیفه خودمان را درباره شما انجام دهیم، والسلام» [٢]. دو کلمه: «ما حقی داریم و آن خلافت است، شما حقی دارید به عنوان مردمی که خلیفه باید آنها را اداره کند؛ شما مردم باید حق ما را به ما بدهید، و اگر شما حق ما را به ما بدهید ما هم در مقابل شما وظیفهای داریم که باید انجام دهیم، و وظیفه خودمان را انجام میدهیم.» نه تشکری از مأمون و نه حرف دیگری، و بلکه مضمون برخلاف روح جلسه ولایتعهدی است. بعد هم این جریان همینطور ادامه پیدا میکند، حضرت رضا یک ولیعهد به اصطلاح تشریفاتی است که حاضر نیست در کارها مداخله کند و در یک مواردی هم که اجباراً مداخله میکند به شکلی مداخله میکند که منظور مأمون تأمین نمیشود؛ مثل همان قضیه نماز عید خواندن که مأمون میفرستد نزد حضرت و حضرت میگوید: ما با تو قرار داریم
[١]. البته اینکه لباس سبز چرا، بعضی میگویند این، تدبیر فضل بن سهل بود، زیرا شعار خود عباسیها لباس سیاه بود، فضل از آن روز دستور داد که همه با لباس سبز بیایند؛ و گفتهاند در این تدبیر، روح زردشتیگری وجود داشت و رنگ سبز شعار مجوسیها بود. ولی من نمیدانم این سخن چقدر اساس دارد.[٢]. [در بحارالانوار، ج ٤٩/ ص ١٤٦ عبارت چنین است: لنا علیکم حقّ برسول اللَّه ٩، ولکم علینا حقّ به، فاذا انتم ادّیتم الینا ذلک وجب علینا الحقّ لکم.]