مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - جنگ عقاید
فوق العادهای پیدا میشود و زمینه برای اینکه اگر کسی متاع فکری دارد عرضه بدارد، فوق العاده آماده میگردد؛ یعنی همان زمینهای که در زمانهای سابق، تا قبل از اواخر زمان امام باقر و دوره امام صادق اصلًا وجود نداشت، یکدفعه فراهم شد که هر کس مرد میدان علم و فکر و سخن است بیاید حرف خودش را بگوید. البته در این امر عوامل زیادی دخالت داشت که اگر بنی العباس هم میخواستند جلویش را بگیرند امکان نداشت زیرا نژادهای دیگر- غیر از نژاد عرب- وارد دنیای اسلام شده بودند که از همه آن نژادها پرشورتر همین نژاد ایرانی بود. از جمله آن نژادها مصری بود. از همهشان قویتر و نیرومندتر و دانشمندتر بین النهرینیها و سوریه ایها بودند که این مناطق یکی از مراکز تمدن آن عصر بود. این ملل مختلف که آمدند، خود به خود اختلاف ملل و اختلاف نژادها زمینه را برای اینکه افکار تبادل شود فراهم کرد؛ و اینها هم که مسلمان شده بودند میخواستند بیشتر از ماهیت اسلام سر درآورند؛ اعراب آنقدرها تعمق و تدبر و کاوش در قرآن نمیکردند، ولی ملتهای دیگر آنچنان در اطراف قرآن و مسائل مربوط به آن کاوش میکردند که حد نداشت، روی کلمه به کلمه قرآن فکر و حساب میکردند.
جنگ عقاید
در این زمان، ما میبینیم که یکمرتبه بازار جنگ عقاید داغ میشود و چگونه داغ میشود! اولًا در زمینه خود تفسیر قرآن و قرائت آیات قرآنی بحثهایی شروع میشود.
طبقهای به وجود آمد به نام «قُرّاء» یعنی کسانی که قرآن را قرائت میکردند و کلمات قرآن را به طرز صحیحی به مردم میآموختند. (مثل امروز نبوده که قرآن به این شکل چاپ شده باشد.) یکی میگفت من قرائت میکنم و قرائت خودم را روایت میکنم از فلان کس از فلان کس از فلان صحابی پیغمبر، که اغلب اینها به حضرت امیر میرسند.
دیگری میگفت من [قرائت خودم را روایت میکنم] از فلان کس از فلان کس از فلان کس. میآمدند در مساجد مینشستند و به دیگران تعلیم قرائت میدادند، و غیرعربها بیشتر در حلقات این مساجد شرکت میکردند، چون غیرعربها بودند که با زبان عربی آشنایی درستی نداشتند و علاقه وافری به یاد گرفتن قرآن داشتند. یک استاد قرائت میآمد در مسجد مینشست و عده زیادی جمع میشدند که از او قرائت بیاموزند.
احیاناً اختلاف قرائتی هم پیدا میشد.