مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - ٢ امام صادق علیه السلام و مسأله خلافت
٢. امام صادق علیه السلام و مسأله خلافت
در جلسه پیش عرض کردیم یکی از ائمه ما که با مسأله خلافت و حکومت یک برخوردی به اصطلاح داشته است امام صادق است، به این معنا که اولًا در زمان ایشان یک وضعی پیش آمد که همه کسانی که داعیه حکومت و خلافت داشتند به جنب و جوش آمدند جز امام صادق که اساساً کنار کشید. و خصوصیت اصلی زمان ایشان همان علل و موجباتی بود که سبب شد حکومت از امویان به عباسیان منتقل شود. و بعلاوه ما میبینیم که شخصیتی مانند «ابوسلمه خلّال» که او بر ابومسلم هم تقدم داشته (او را میگفتند «وزیر آل محمد» و ابومسلم را میگفتند «امیر آل محمد») [برای انتقال حکومت از امویان به عباسیان تلاش میکند.] و البته ابوسلمه پس از انقراض امویها و استقرار حکومت بر عباسیها تغییر عقیده میدهد و به فکر میافتد که خلافت را به آل علی منتقل کند، و دو نامه به وسیله دو نفر میفرستند به مدینه، یکی برای امام صادق و یکی برای عبد اللَّه محض- که از بنی اعمام حضرت و از اولاد امام مجتبی بود- و از این دو نفر عبد اللَّه محض خوشحال میشود و استقبال میکند ولی امام صادق فوق العاده بیاعتنایی میکند، حتی نامهاش را نمیخواند و در حضور آورنده آن، جلوی چراغ میگیرد و میسوزاند، میگوید جواب این نامه همین است، که راجع به این قسمت مفصل صحبت کردیم.