مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - در بارگاه رستم
تأخیر بیندازید تا ما فکری بکنیم و ببینیم چه تصمیم میگیریم؟.
- چه مانعی دارد. چند روز مهلت میخواهید؟ یک روز یا دو روز؟.
- یک روز و دو روز کافی نیست، ما باید به رؤسا و بزرگان خود نامه بنویسیم و آنها باید مدتها با هم مشورت کنند تا تصمیمی گرفته شود.
ربعی که مقصود آنها را فهمیده بود و میدانست منظور این است که دفع الوقت شده باشد، گفت:
«آنچه پیغمبر ما سنت کرده و پیشوایان ما رفتار کردهاند این است که در این گونه مواقع بیش از سه روز تأخیر جایز ندانیم. من سه روز مهلت میدهم تا یکی از سه کار را انتخاب کنید: یا اسلام بیاورید. در این صورت ما از راهی که آمدهایم برمیگردیم؛ سرزمین شما با همه نعمتها مال خودتان؛ ما طمع به مال و ثروت و سرزمین شما نبستهایم. یا قبول کنید جزیه بدهید. یا آماده نبرد باشید.».
- معلوم میشود تو خودت فرمانده کل میباشی که با ما قرار میگذاری.
- خیر، من یکی از افراد عادی هستم، اما مسلمانان مانند اعضای یک پیکرند، همه از همند. اگر کوچکترین آنها به کسی امان بدهد، مانند این است که همه امان دادهاند [١]. همه امان و پیمان یکدیگر را محترم میشمارند.
[١]. عبارت ربعی این است: «ولکن المسلمین کالجسدالواحد بعضهم من بعض یجیرادناهم علی اعلاهم». این مرد مضمون این جمله را مجموعا از دو حدیث نبوی ذیل اقتباس کرده است:
الف.«مثل المؤمنین فی تواددهم و تراحمهم کمثل الجسد اذا اشتکی بعض تداعی له سائر اعضاء جسده بالحمّی و السهر» یعنی اهل ایمان از نظر عواطف و علائق و پیوندهای دوستانه مانند یک پیکرند. چون عضوی به درد آید، سایر عضوها به وسیله تب و بیخوابی با او همدردی میکنند. سعدی اشاره به مضمون این حدیث میکند آنجا که میگوید:
بنی آدم اعضای یک پیکرند.
که در آفرینش ز یک گوهرند.
چو عضوی به درد آورد روزگار.
دگر عضوها را نماند قرار.
در خطبهای که خود عمر هنگام فرستادن سپاه به ایران ایراد کرد نیز به مضمون این حدیث اشاره کرد و گفت: «ان اللَّه عزوجل قد جمع علی الاسلام اهله فالّف بین القلوب وجعلهم فیه اخوانا والمسلمون فیما بینهم کالجسد لایخلو منه شیء من شیء اصاب غیره، و کذلک یحق علی المسلمین ان یکونوا و امرهم شوری بینهم بین ذوی الرای منهم» یعنی خداوند اهل اسلام را گرد محور اسلام جمع کرده است، دلهای آنها را به هم الفت داده و آنها را برادر یکدیگر قرار داده است. مسلمانان با خودشان مانند یک پیکرند.
آنچه به عضوی اصابت کند، به همه عضوها اصابت میکند. شایسته مسلمانان این است که اینچنین باشند، کار خود را با مشورت و رأی اهل رأی و نظر اداره میکنند (یا شایسته مسلمین این است که امور خود را با مشورت اداره کنند.): کامل ابن اثیر، جلد ٢، صفحه ٣١٠.
ب.«المسلمون تتکافؤ دماؤهم، یسعی بذمتهم ادناهم، و هم ید علی من سواهم» یعنی مسلمانان خونشان برابر است. کوچکترین آنها قراردادشان را محترم میشمارد. آنها در برابر دشمن مانند یک دست میباشند.