مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - مهمانان علی
مهمانان علی
مردی با پسرش به عنوان مهمان بر علی علیه السلام وارد شدند. علی با اکرام و احترام بسیار آنها را در صدر مجلس نشانید و خودش روبروی آنها نشست. موقع صرف غذا رسید. غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا قنبر، غلام معروف علی، حولهای و طشتی و ابریقی برای دست شویی آورد. علی آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست مهمان را بشوید. مهمان خود را عقب کشید و گفت:
«مگر چنین چیزی ممکن است که من دستهایم را بگیرم و شما بشویید».
علی فرمود: «برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نیست، میخواهد عهدهدار خدمت تو بشود، درعوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا میخواهی مانع کار ثوابی بشوی؟».
باز هم آن مرد امتناع کرد. آخر علی او را قسم داد که «من میخواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم، مانع کار من مشو.» مهمان با حالت شرمندگی حاضر شد. علی فرمود:
«خواهش میکنم دست خود را درست و کامل بشویی، همان طوری که اگر قنبر میخواست دستت را بشوید میشستی، خجالت و تعارف را کنار بگذار.».
همینکه از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمدبن حنفیه