مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - به عنوان مقدمه مقایسه روش امام حسین علیه السلام با سایر ائمه علیهم السلام ( تقیه )
حقوقی که به مال من تعلق میگیرد هستم ... پس بین روش من و روش پیغمبر اختلاف اصولی و معنوی نیست. ولهذا در حدیث است که در زمان امام صادق خشکسالی پیدا شد. امام صادق به ناظر خرج خود فرمود: [برو گندمهای ذخیره ما را در بازار بفروش، از این پس نان خود را بهطور روزانه از بازار تهیه میکنیم؛ و نان بازار از گندم و جو با هم تهیه میشد.] اسلام نمیگوید نان گندم بخور یا نان جو و یا گندم و جو را با هم مخلوط کن؛ میگوید روش تو باید در میان مردم مقرون به انصاف و عدالت و احسان باشد. حال ما از این اختلاف روش رسول اکرم و امام صادق بهتر به روح اسلام پی میبریم. اگر امام صادق این بیان را نمیکرد و توضیح نمیداد، ما آن جنبه از عمل رسول خدا را که مربوط به مقتضیات عصر آن حضرت است جزء دستور اسلام میشمردیم و بعد به ضمیمه آیه ٢١ از سوره احزاب که میفرماید به پیغمبر تأسّی کنید، صغری و کبری تشکیل میدادیم و تا قیامت مردم را در زیر زنجیر میکشیدیم، ولی بیان امام صادق و توضیح آن حضرت و اختلاف روش آن حضرت با روش پیغمبر درس آموزندهای است برای ما، و ما را از جمود و خشکی خارج میکند، به روح و معنا آشنا میسازد. البته در اینجا امام صادق شخصاً بیان دارد. اگر هم بیانی نمیداشت باز خود ما باید اینقدرها تعقل و قوّه اجتهاد داشته باشیم، اینها را متناقض و متضاد و متعارض ندانیم.
این جمود مخصوصاً در اخباریین زیاد است که حتی شرب دخان را منع میکنند.
علیهذا یکی از طرق حل تعارضاتی که در سیرتهای مختلف است، به اصطلاح حل عرفی و جمع عرفی است که از راه اختلاف مقتضیات زمان است. حتی در حل تعارضات قولی نیز این طریق را میتوان به کار بردگو اینکه فقهای ما توجه نکردهاند.
یک مثال دیگر: به علی علیه السلام عرض کردند درباره این حدیث که «غَیرُوا الشَّیبَ وَ لا تَشَبَّهوا بِالْیهودِ». علی علیه السلام خودش این حدیث را روایت میکرد ولی عمل نمیکرد، یعنی خودش رنگ نمیبست و