مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - بزنطی
همه اینها این منم که چون موقع خوابم رسید امام دستور داد که بستر شخصی او را برای من بگسترانند. پس چه کسی در دنیا از من سعادتمندتر و خوشبختتر خواهد بود؟.
بزنطی سرگرم این خیالات خوش بود و دنیا و مافیها را زیر پای خودش میدید.
ناگهان امام رضا علیه السلام در حالی که دستها را به زمین عمود کرده بود و آماده برخاستن و رفتن بود، با جمله «یا احمد» بزنطی را مخاطب قرار داد و رشته خیالات او را پاره کرد، آنگاه فرمود:
«هرگز آنچه را که امشب برای تو پیش آمد مایه فخر و مباهات خویش بر دیگران قرار نده، زیرا صعصعة بن صوحان که از اکابر یاران علی بن ابیطالب علیه السلام بود مریض شد، علی به عیادت او رفت و بسیار به او محبت و ملاطفت کرد، دست خویش را از روی مهربانی بر پیشانی صعصعه گذاشت، ولی همینکه خواست از جا حرکت کند و برود، او را مخاطب قرار داد و فرمود: این امور را هرگز مایه فخر و مباهات خود قرار نده. اینها دلیل بر چیزی از برای تو نمیشود. من تمام اینها را به خاطر تکلیف و وظیفهای که متوجه من است انجام دادم، و هرگز نباید کسی این گونه امور را دلیل بر کمالی برای خود فرض کند.» [١]
[١]. بحار، ج ١٢/ ص ١٤.