مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - غزالی و راهزنان
غزالی و راهزنان
غزالی، دانشمند شهیر اسلامی، اهل طوس بود (طوس قریهای است در نزدیکی مشهد). در آن وقت، یعنی در حدود قرن پنجم هجری، نیشابور مرکز و سواد اعظم آن ناحیه بود و دارالعلم محسوب میشد. طلاب علم در آن نواحی برای تحصیل و درس خواندن به نیشابور میآمدند. غزالی نیز طبق معمول به نیشابور و گرگان آمد و سالها از محضر اساتید و فضلا با حرص و ولع زیاد کسب فضل نمود. و برای آنکه معلوماتش فراموش نشود و خوشههایی که چیده از دستش نرود، آنها را مرتب مینوشت و جزوه میکرد. آن جزوهها را که محصول سالها زحمتش بود مثل جان شیرین دوست میداشت.
بعد از سالها عازم بازگشت به وطن شد. جزوهها را مرتب کرده در توبرهای پیچید و با قافله به طرف وطن روانه شد.
از قضا قافله با یک عده دزد و راهزن برخورد. دزدان جلو قافله را گرفتند و آنچه مال و خواسته یافت میشد یکی یکی جمع کردند.
نوبت به غزالی و اثاث غزالی رسید. همینکه دست دزدان به طرف آن توبره رفت، غزالی شروع به التماس و زاری کرد و گفت: «غیر از این، هرچه دارم ببرید و این یکی را به من واگذارید.»