مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - امام صادق و گروهی از متصوفه
سپید و بسیار لطیف- مانند پرده نازکی که میان سفیده تخم مرغ و پوست آن است و آندو را از هم جدا میسازد- پوشیده است. به عنوان اعتراض گفت: «این جامه سزاوار تو نیست. تو نمیبایست خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. از تو انتظار میرود که زهد بورزی و تقوا داشته باشی و خود را از دنیا دور نگه داری.».
امام: «میخواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن که از برای دنیا و آخرت تو مفید است. اگر راستی اشتباه کردهای و حقیقت نظر دین اسلام را درباره این موضوع نمیدانی، سخن من برای تو بسیار سودمند خواهد بود. اما اگر منظورت این است که در اسلام بدعتی بگذاری و حقایق را منحرف و وارونه سازی، مطلب دیگری است و این سخنان به تو سودی نخواهد داد. ممکن است تو وضع ساده و فقیرانه رسول خدا و صحابه آن حضرت را در آن زمان، پیش خود مجسم سازی و فکر کنی که یک نوع تکلیف و وظیفهای برای همه مسلمین تا روز قیامت هست که عین آن وضع را نمونه قرار دهند و همیشه فقیرانه زندگی کنند. اما من به تو بگویم که رسول خدا در زمانی و محیطی بود که فقر و سختی و تنگدستی بر آن مستولی بود. عموم مردم از داشتن لوازم اولیه زندگی محروم بودند. وضع خاص زندگی رسول اکرم و صحابه آن حضرت مربوط به وضع عمومی آن روزگار بود. ولی اگر در عصری و روزگاری وسائل زندگی فراهم شد و شرایط بهره برداری از موهبتهای الهی موجود گشت، سزاوارترین مردم برای بهره بردن از آن نعمتها نیکان و صالحانند، نه فاسقان و بدکاران، مسلمانانند نه کافران.
«تو چه چیز را در من عیب شمردی؟! به خدا قسم من در عین اینکه میبینی که از