مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - سخن دِعبل
دوست میداشتند. وقتی اسماعیل از دنیا رفت و او را غسل دادند و کفن کردند، حضرت صادق مخصوصاً آمدند به بالین اسماعیل، اصحابشان را صدا زدند، کفن را باز کردند، صورت اسماعیل را نشان دادند و فرمودند: این اسماعیل پسر من است، این مُرد، فردا ادعا نکنید که او مهدی امت است و غایب شد، جنازهاش را ببینید، صورتش را ببینید، بشناسید و بعد شهادت بدهید.
اینها همه نشان میدهد که زمینه مهدی امت در میان مسلمین به قدری قطعی بوده است که جای شک و تردید نیست. تا آنجا که من تحقیق کردهام، تا زمان ابن خلدون شاید حتی یک نفر از علمای اسلام پیدا نشده است که بگوید احادیث مربوط به مهدی علیه السلام از بیخ اساس ندارد؛ همه قبول کردهاند. اگر اختلاف بوده است، درباره جزئیات بوده که آیا مهدی این شخص است یا آن شخص؟ آیا پسر امام حسن عسکری است یا نه؟ آیا از اولاد امام حسن است یا از اولاد امام حسین؟ اما در اینکه این امت مهدیای خواهد داشت و آن مهدی از اولاد پیغمبر و از اولاد حضرت زهراست و کارش این است که جهان را پر از عدل و داد میکند پس از آنکه پر از ظلم و جور شده است، تردیدی نبوده است.
سخن دِعبل
دِعبِل خُزاعی میآید حضور حضرت رضا علیه السلام و آن اشعار مرثیه خودش را میگوید:
ا فاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَینَ مُجَدَّلًا | وَ قَدْ ماتَ عَطْشاناً بِشَطِّ فُراتٍ | |