مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - نظر اسلام
عدالت، خودش از مقوله زیبایی است ولی زیبایی معقول نه زیبایی محسوس.
بعد هم برایش دلیل میآورند، میگویند: در مکتب ما که مکتب دین است، مطلب دلیل دارد: این که شما میگویید بشر به حسب نهاد خودش عدالتخواه نیست و زور باید عدالت را به او تحمیل کند، یا میگویید عقلش باید برسد به جایی که منفعت خودش را در آن بداند، یا میگویید [تکامل] ابزار تولید [خودبه خود عدالت را برقرار میکند]، ما مواردی به شما نشان میدهیم که افرادی عادل و عدالتخواه بودهاند درصورتی که منافعشان هم ایجاب نمیکرده است؛ برخلاف منافع فردی خودشان، عدالت، ایده، هدف و آرزوشان بوده است، بلکه عدالت را در حد یک محبوب دوست داشتهاند و خودشان را فدای راه عدالت کردهاند. اینها نمونههای بشرهای کامل در عصرهای گذشته بودهاند. این نمونهها نشان دادهاند که بشر را میتوان در مسیر عدالت انداخت تا آنطور بشود؛ حال اگر در حد آنها نشود ولی نمونه کوچکش میتواند بشود.
علی بن ابی طالب خودش یک نمونهای است که همه این فلسفهها را باطل میکند؛ علی و دست پروردگان علی و عده زیادی از افراد بشر که در تمام دورانها بودهاند. حال وقتی ما مثال به حضرت امیر میزنیم شاید در بعضی اذهان میآید که علی یک فرد منحصر است. نه، اینجور نیست. الآن هم در میان متدینین واقعی افراد بسیار زیادی هستند که عدالت را واقعا دوست دارند، نهادشان با عدالت پیوند دارد و چه پیوندی! بشرِ دورههای آینده هم چنین خواهد بود.
بسیاری از افراد بشر خیال میکنند که مسأله ظهور حضرت حجت (عجّل اللَّه تعالی فرجه) یک امری است مساوی با انحطاط دنیا و بازگشت بشر به تقهقر. قضیه برعکس است، رُقاء فکری و اخلاقی و علمی بشر است، به حکم همه شواهد و ادلّهای که از دین به ما رسیده است. همان دینی که موضوع ظهور حضرت حجت را و عدل کلی را برای ما ذکر کرده است اینها را هم ذکر کرده است. در حدیث اصول کافی است که وقتی آن حضرت ظهور میکند خدای متعال دست خود را بر سر افراد بشر میکشد و عقل افراد بشر افزون میشود، فکر و عملشان زیاد میشود. وقتی که وجود مقدس او ظهور میکند دیگر گرگ و گوسفندی در دنیا وجود ندارد، حتی گرگها با یکدیگر در صلح و صفا زندگی میکنند؛ کدام گرگها؟ آیا همان گرگهایی که در بیابان زندگی میکنند؟ یا گرگهای افراد بشر؛ یعنی گرگ دیگر طبیعت گرگی ندارد، طبیعت گرگی از