مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - نظر اسلام
همه اقویا و زورمندان درجه اول که هیچ بیمی از ضعفا ندارند حق میدهد که هرچه میخواهند ظلم کنند.
نظر مارکسیسم
دسته سومی هم داریم که میتوان این دسته را جزء دسته دوم حساب کرد. این دسته میگویند: عدالت، عملی است ولی نه از راه انسان، انسان میتواند عدالت را برقرار کند. این کار، کار انسان نیست. نه میشود انسان را آنطور تربیت کرد که واقعا عدالت را از عمق جانش بخواهد و نه میشود علم و عقل بشر را آنقدر تقویت کرد که منفعت خودش را در عدالت بداند؛ عدالت را از خدای ماشین باید خواست، عدالت را از ابزارهای اقتصادی باید خواست، و به تعبیر صحیحتر: نباید خواست، به شما مربوط نیست، شما نمیتوانید دنبال عدالت بروید، اگر فکر کنی خودت عدالتخواه بشوی دروغ است، تو اصلا عدالتخواه نیستی؛ اگر فکر کنی عقلت یک روزی تو را به عدالت هدایت میکند این هم دروغ است؛ ولی ماشین خودبه خود بشر را به سوی عدالت میکشاند، تحولاتی که ابزارهای اقتصادی و تولیدی پیدا میکنند- با یک حسابی که پیش خودشان کردند و بسیاری از آنها هم غلط از آب درآمد- میرسد به دنیای سرمایه داری، دنیای سرمایه داری خودبه خود منتهی میشود به دنیای سوسیالیستی، و در دنیای سوسیالیستی طبعا و جبرا و به حکم جبر ماشین مساوات و عدالت برقرار میشود، چه تو بخواهی و چه نخواهی. تو عامل اجرای عدالت نیستی که بیایی حساب کنی آیا عقل من مرا به عدالت میکشاند؟ آیا تربیت من مرا به عدالت میکشاند؟ میگوید این حرفها دروغ است.
نظر اسلام
اما نظر سومی- و به یک اعتبار نظر چهارمی- در اینجا وجود دارد که میگوید:
همه اینها نوعی بدبینی به طبیعت و فطرت بشر است. اگر میبینی بشریت امروز از عدالت گریزان است هنوز به مرحله کمال نرسیده است. در نهاد بشر عدالت هست. اگر بشر خوب تربیت شود، اگر زیردست مربی کامل قرار گیرد، میرسد به جایی که خودش واقعا عدالتخواه بشود، واقعا عدالت جمع را بر منفعت فرد خودش ترجیح بدهد و همینطور که زیبایی را دوست میدارد عدالت را دوست داشته باشد؛ بلکه