مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - رفتار عباسیان با علویین
فاجعههایی که اینها راجع به سایر علویین به وجود آوردند از فاجعه کربلا کمتر نبوده و بلکه زیادتر بوده است. منصور که دومین خلیفه عباسی است، با علویین، با اولاد امام حسن- که در ابتدا خودش با اینها بیعت کرده بود- چه کرد و چقدر از اینها را کشت و اینها را چه زندانهای سختی برد که واقعاً مو به تن انسان راست میشود، که عده زیادی از این سادات بیچاره را مدتی ببرد در یک زندانی، آب به آنها ندهد، نان به آنها ندهد، حتی اجازه بیرون رفتن و مستراح رفتن به آنها ندهد، به یک شکلی آنها را زجرکش کند و وقتی که میخواهد آنها را بکشد بگوید بروید آن سقف را روی سرشان خراب کنید.
بعد از منصور هم هر کدامشان که آمدند به همین شکل عمل کردند. در زمان خود مأمون پنج شش نفر امام زاده قیام کردند که مروج الذهب مسعودی و کامل ابن اثیر همه اینها را نقل کردهاند. در همان زمانِ مأمون و هارون هفت هشت نفر از سادات علوی قیام کردند. پس کینه و عداوت میان عباسیان و علویان یک مطلب کوچکی نیست.
عباسیان به خاطر رسیدن به خلافت به هیچ کس ابقاء نکردند، احیاناً اگر از خود عباسیان هم کسی رقیبشان میشد فوراً او را از بین میبردند. ابومسلم اینهمه به اینها خدمت کرد، همین قدر که ذرهای احساس خطر کردند کلکش را کندند. برامکه اینهمه به هارون خدمت کردند و ایندو اینهمه نسبت به یکدیگر صمیمیت داشتند که صمیمیت هارون و برامکه ضرب المثل تاریخ است [١]، ولی هارون به خاطر یک امر کوچک از نظر سیاسی، یکمرتبه کلک اینها را کند و فامیلشان را دود داد. خود همین جناب مأمون با برادرش امین درافتاد، این دو برادر با هم جنگیدند و مأمون پیروز شد و برادرش را به چه وضعی کشت.
حال این خودش یک عجیبی است از عجایب تاریخ که چگونه است که چنین مأمونی حاضر میشود حضرت رضا را از مدینه احضار کند، دستور بدهد که بروید او را بیاورید، بعد که میآورند موضوع را به امام عرضه بدارد، ابتدا بگوید خلافت را از من بپذیر [٢]، و در آخر راضی شود که تو باید ولایتعهد را از من بپذیری، و حتی کار به
[١]. البته نمیخواهم مثل خیلی از به اصطلاح ایران پرستان از برامکه دفاع کنم چون ایرانی هستند. آنها هم در ردیف همینها بودند؛ برامکه هم با خلفایی مثل هارون از نظر روحی و از نظر انسانی کوچکترین تفاوتی نداشتند.[٢]. البته این از نظر همه تواریخ قطعی نیست ولی در بسیاری از تواریخ اینطور است.