مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - نفوذ معنوی امام
عائلهتان چقدر است؟ معلوم شد عائلهاش خیلی زیاد است. وضع زندگیتان چطور است؟ وضع زندگیام چنین است. عوایدتان چیست؟ عواید من این است؛ و بعد هم رفت. وقتی خواست برود پدرم به ما گفت: بدرقه کنید، در رکابش بروید، و ما به امر هارون تا درِ خانهاش در بدرقهاش رفتیم، که او آرام به من گفت تو خلیفه خواهی شد و من یک توصیه بیشتر به تو نمیکنم و آن اینکه با اولاد من بدرفتاری نکن.
ما نمیدانستیم این کیست. برگشتیم. من از همه فرزندان جریتر بودم، وقتی خلوت شد به پدرم گفتم این کی بود که تو اینقدر او را احترام کردی؟ یک خندهای کرد و گفت: راستش را اگر بخواهی این مسندی که ما بر آن نشستهایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد داری؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمیکنی؟ گفت:
مگر نمیدانی الْمُلْک عَقیمٌ؟ تو که فرزند من هستی، اگر بدانم در دلت خطور میکند که مدعی من بشوی، آنچه را که چشمهایت در آن قرار دارد از روی تنت برمیدارم.
قضیه گذشت. هارون صله میداد، پولهای گزاف میفرستاد به خانه این و آن، از پنج هزار دینار زر سرخ، چهار هزار دینار زر سرخ و غیره. ما گفتیم لابد پولی که برای این مردی که اینقدر برایش احترام قائل است میفرستد خیلی زیاد خواهد بود.
کمترین پول را برای او فرستاد: دویست دینار. باز من رفتم سؤال کردم، گفت: مگر نمیدانی اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب میکند که اینها همیشه تنگدست باشند و پول نداشته باشند زیرا اگر زمانی امکانات اقتصادیشان زیاد شود، یک وقت ممکن است که صدهزار شمشیر علیه پدر تو قیام کند.
نفوذ معنوی امام
از اینجا شما بفهمید که نفوذ معنوی ائمه شیعه چقدر بوده است. آنها نه شمشیر داشتند و نه تبلیغات، ولی دلها را داشتند. در میان نزدیکترین افراد دستگاه هارون، شیعیان وجود داشتند. حق و حقیقت، خودش یک جاذبهای دارد که نمیشود از آن غافل شد. امشب در روزنامهها خواندید که ملک حسین گفت من فهمیدم که حتی رانندهام با چریکهاست، آشپزم هم از آنهاست.
علی بن یقطین وزیر هارون است، شخص دوم مملکت است، ولی شیعه است، اما در حال استتار، و خدمت میکند به هدفهای موسی بن جعفر ولی ظاهرش با هارون است. دو سه بار هم گزارشهایی دادند، ولی موسی بن جعفر با آن روشن بینیهای