فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - تأثیر نژاد
استاد: این نظریه به فلسفه مارکسیسم مربوط نیست، حرفی است که علمای فن باید بگویند.
غرض اینکه این مطلب به صورت یک احتمال و یک نظریه احتمالی بود که عرض کردم.
حال اگر کسی منکر این نظریه باشد [مسئله منتفی است] و بعلاوه لزومی ندارد که ما آن نظریه نژادی را به خصلتهای روحی سرایت بدهیم، در همان حد خصلتهای جسمی هم کافی است. مثلًا اگر بگوییم که نژاد سفید در شرایط خاصی تحولی در آن پیدا شد که قوی شد، در نتیجه نسل اینها همیشه قویتر هستند، اعصاب قویتری دارند یا خونشان گروه خاصی است، باز میشود امر جسمی.لزومی ندارد که حتماً ما روحیات را قابل انتقال بدانیم تا نظریه نژاد از آن نظر قابل توجیه باشد، در جسمیاتِ فقط هم اگر بگوییم باز قابل توجیه است.
- ... که چطور ممکن است یک واقعه بزرگ در تاریخ مؤثر نباشد؟
استاد: نه، مقصود از «مؤثر نباشد» این است که نمیشود هیچ چیزی در هیچ چیزی مؤثر نباشد. آن زمانی که هیتلر همه دنیا را گرفته بود و اسمش همه دنیا را پر کرده بود، روی همین خصلت نژادی، لُرها میگفتند که این از نژاد لُر است، اسمش هم هیتلُر است و نه هیتلِر، و متلکی هم به اصفهانیها میگفتند که هیتلر اصفهانی است و شیعه هم هست و نوع سبکش هم این بود:
دشمن عثمان و بوبِکر و عُمِر | عبده الراجی آدولفُ هیتُلِر | |