فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - چرا برخی پیش بینی های تاریخ واقع نمی شود؟
را، فلسفه اجتماعی را، فلسفه اخلاقی را و همه چیز را از زاویه دید خودش میبیند.
البته ما این را صد درصد قبول نداریم، زیرا ما برای انسان قدرت تسلط بر نفس قائل هستیم.
اتفاقاً من در سال گذشته بحثهایی ایراد کردم تحت عنوان «خدا در اندیشه انسان» که رسیدیم به اینجا که قدرت تصحیح خطا در انسان هست. اما اگر ما این حرف را بهطور کلی قبول کنیم- مثل حرفی که مارکسیستها گفتهاند نتیجه آن بیارزشی همه چیز میشود. ولی ما اصل مطلب را انکارنمیکنیم، چنانکه اصل خطای ذهن را انکار نمیکنیم ولی میگوییم انسان مقیاسی برای تصحیح خطا دارد. در اینکه اگر انسان اینطور باشد اینچنین قضاوت میکند بحثی نیست، اما آیا انسانها میتوانند خودشان را از این مهلکه نجات بدهند؟ بله میتوانند. در پرتو یک ایمان میتوانند خودشان را از این مهلکهها نجات دهند، یعنی این امکان برای انسانها هست و آن آدم شرور هم قابل اصلاح است.
چرا برخی پیش بینی های تاریخ واقع نمی شود؟
بحث دیگری هم طرح کرده که چرا پیش بینیهای تاریخ جور در نمیآید؟ و در واقع یکی از علل را ذکر کرده. این با همان اصلی که ما گفتیم تطبیق میکند. میگوید این امر بدان جهت است که موضوع پیش بینی، «انسان» است. میبینید خود پیش بینی گاهی علت عدم وقوع حادثه است و گاهی علت تسریع در وقوع آن. اما اینکه پیش بینی علت عدم وقوع است، یعنی اگر پیش بینی اظهار نشود حادثه واقع میشود. مثال: شخصی پای یک دیوار مشرف به خرابی نشسته است. شما پیش بینی میکنید که این آدم یک ساعت دیگر میرود زیر آوار. اگر این پیش بینی را نکرده بودید او میرفت زیر آوار. وقتی پیش بینی به گوش او میرسد بلند میشود. وقتی بلند شد پیش بینی واقع نمیشود، یعنی پیش بینی مانع وقوع خودش میشود. گاهی برعکس، اظهار پیش بینی وقوع آن را تسریع میکند. مثال: یک نفر برای انتخابات مجلس کاندید میشود. مردم دو دسته میشوند: دسته موافق و دسته مخالف. او در مجمع آنهایی که به او رأی نمیدهند میگوید: من به هر حال وکیل میشوم به این دلایل. در نتیجه مردم میگویند این که به هرحال وکیل میشود پس به او رأی بدهیم. حال بسا