فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - بررسی نظریات
اینها اشتباه کردهاند؛ خیال کردهاند همیشه قانون مساوی است با ایستا بودن، در صورتی که از جمله قوانین، قوانینِ تحول است یعنی قانونی که ضابطه تحول را بیان میکند. منتها برخی ضوابط تحول، قهری و جبری صورت میگیرد مثل ضوابط تحولی که داروین معین کرده، و برخی دیگر اختیاری است یعنی بایدهایی است که به صورت قانون روشن میکند که از این راه برو، و قانون حکم مدار و مسیر و حکم شاخصهایی را که در راه قرار میدهند پیدا میکند. این نوع قانون، قانون حرکت است. بنابراین باید در ماهیت آن قانون دقت و تأمل کرد که آیا ماهیت آن قانون ماهیتی است که ضابطه حرکت و تکامل را بیان کرده یا نه. قانون تکامل که به واسطه تکامل از بین نمیرود. این مثل آن است که ما بگوییم چون موجودات از پایینترین درجه متحول شده و به انسان رسیدهاند، پس قانون تکامل نقض شد. نه، چون قانون تکامل هست، اینها تحول پیدا کردند.
مدار را با منزل نباید اشتباه کنیم. این قانون، مدار است نه منزل. بله، ممکن است یک قانون هم منزل باشد. بنابراین به صرف اینکه جامعه متحول است نمیتوانیم بگوییم پس نمیتواند قانون ثابت همیشگی داشته باشد. ما میگوییم باید به ماهیت آن قانون رسیدگی کرد که آیا ماهیت آن، ماهیتی است که ضابطه حرکت است یا نه.
اگر ما سراغ همین قوانین اخلاقی برویم میبینیم قوانین اخلاقی ضابطه حرکت است. مثلًا راستی برای جامعه منزل نیست ضابطه حرکت جامعه است، یعنی جامعه اگر میخواهد حرکت کند باید با این ضابطه حرکت کند. جامعهای که مردمش همواره دروغ میگویند سرنوشتش سقوط است. همینطور است استقامت و سایر ضوابط اخلاقی، که این خود بحث دامنه داری است.
بنابراین نمیشود گفت تاریخ به دلیل اینکه عبارت است از جریان جامعه بشر، پس ضابطه و قانون ندارد و بنابراین نمیتواند علم باشد؛ همینطور که نمیشود گفت قانون تکلیفی، قانون انشائی، قانون شرعی که تکلیف است، به دلیل اینکه جامعه در آینده متحول است نمیتواند یک قانون همیشگی باشد. این حرف نه درباره تاریخ درست است و نه درباره دین. پس آن نظر هم نظر غلطی است.
- تجدیدنظر در تعریف علم است.