فلسفۀ تاریخ ط-صدرا
(١)
تحول تاریخ و تطوّر تاریخ
١٥ ص
(٢)
آیا تاریخ براساس تصادف است؟
١٥ ص
(٣)
ارزش تاریخ
١٧ ص
(٤)
فرق میان تحول تاریخ و تطوّر تاریخ
١٩ ص
(٥)
نظریه ادواری بودن تاریخ
٢٢ ص
(٦)
توجیه تاریخ بر اساس دین
٢٤ ص
(٧)
سه بعد تاریخ در دید مذهبی
٢٧ ص
(٨)
نظریات درباره عامل تحول تاریخ
٣٠ ص
(٩)
ابتکار در انسان
٣٦ ص
(١٠)
نظریه هگل درباره روح زمان
٣٩ ص
(١١)
فرهنگ بشری و فرهنگ ملی
٤٥ ص
(١٢)
نقش نابغه در حرکت تاریخ
٤٩ ص
(١٣)
نابغه کیست؟
٥٠ ص
(١٤)
تأثیر نوابع در تاریخ
٥٤ ص
(١٥)
تأثیر عوامل محرک تاریخ در یکدیگر
٥٦ ص
(١٦)
عامل جغرافیا و حرکت تاریخ
٥٩ ص
(١٧)
تأثیر نژاد
٦٤ ص
(١٨)
توجیه اقتصادی تاریخ
٧٢ ص
(١٩)
اصول چهارگانه دیالکتیک
٧٣ ص
(٢٠)
دو مشخِّص تفکر دیالکتیکی
٧٦ ص
(٢١)
اسلام و تفکر دیالکتیکی
٧٦ ص
(٢٢)
سخن راسل
٨١ ص
(٢٣)
مقصود از « زیربنا »
٨٤ ص
(٢٤)
باید و نباید در مارکسیسم
٨٨ ص
(٢٥)
شوخی طلبه ها
٩١ ص
(٢٦)
ارزش وجدان انسان
٩٦ ص
(٢٧)
اصل تأثیر متقابل و نتیجه آن
٩٩ ص
(٢٨)
خصلت خطایابی ذهن
١٠٠ ص
(٢٩)
شعار انسانی و اصول ضد انسانی
١٠٣ ص
(٣٠)
آیا همه جنگها ریشه اقتصادی دارند؟
١٠٥ ص
(٣١)
ارزش تاریخ
١١٥ ص
(٣٢)
دو عیب کتابهای تاریخ
١١٨ ص
(٣٣)
پاسخ به نظریه بی ارزشی تاریخ
١٢١ ص
(٣٤)
واقعه تاریخی کدام است؟
١٢٣ ص
(٣٥)
وظیفه مورخ
١٢٥ ص
(٣٦)
جامعه و فرد
١٢٩ ص
(٣٧)
1 جامعه و فرد
١٣١ ص
(٣٨)
ترکیب جامعه از افراد، حقیقی است یا اعتباری؟
١٣٢ ص
(٣٩)
نظریه دورکهیم
١٣٣ ص
(٤٠)
نظریه درست
١٣٤ ص
(٤١)
آیا تاریخ هدف دارد؟
١٣٦ ص
(٤٢)
فرق تربیت و صنعت
١٤٣ ص
(٤٣)
2 جامعه و فرد
١٤٩ ص
(٤٤)
آیا انسان، اجتماعی آفریده شده؟
١٥٢ ص
(٤٥)
فطرت قابل رشد یا مسخ است
١٥٤ ص
(٤٦)
نقش نوابغ و قهرمانان
١٥٧ ص
(٤٧)
تاریخ و علم، تاریخ و مذهب، تاریخ و اخلاق
١٦١ ص
(٤٨)
تاریخ و علم
١٦٣ ص
(٤٩)
آیا تاریخ علم است؟
١٦٣ ص
(٥٠)
بررسی نظریات
١٦٦ ص
(٥١)
آیا تاریخ علم است؟
١٧٤ ص
(٥٢)
ساده انگاری در قضاوتهای تاریخی
١٧٧ ص
(٥٣)
درسهای تاریخ و پیش بینی تاریخ
١٧٨ ص
(٥٤)
یک مثال
١٨٠ ص
(٥٥)
شخصیت مورخ، معیار قضاوت او
١٨٢ ص
(٥٦)
چرا برخی پیش بینی های تاریخ واقع نمی شود؟
١٨٥ ص
(٥٧)
آیا جامعه انسانی هدف دارد؟
١٨٩ ص
(٥٨)
داوری اخلاقی درباره فرد
١٩١ ص
(٥٩)
نکوهش فردی در گذشته برای تبرئه جامعه حاضر
١٩٣ ص
(٦٠)
نتایج اجتماعی داستان موسی و خضر
١٩٥ ص
(٦١)
علیت در تاریخ
١٩٩ ص
(٦٢)
وظیفه مورخ
٢٠٤ ص
(٦٣)
جبر تاریخ
٢٠٥ ص
(٦٤)
تصادف در تاریخ
٢٠٧ ص
(٦٥)
سخن منتسکیو، مارکس و تروتسکی
٢٠٨ ص
(٦٦)
تکامل تاریخ
٢١١ ص
(٦٧)
1 تکامل تاریخ
٢١٣ ص
(٦٨)
تعریف « تکامل در تاریخ »
٢١٤ ص
(٦٩)
انحطاط غرب
٢١٧ ص
(٧٠)
تفسیر الهی تاریخ
٢٢٠ ص
(٧١)
درماندگی در تفسیر تکامل
٢٢٢ ص
(٧٢)
حرکت جامعه بعد از تضادها
٢٢٦ ص
(٧٣)
2 تکامل تاریخ
٢٣١ ص
(٧٤)
فرق تام و کامل
٢٣١ ص
(٧٥)
انسان کامل
٢٣٥ ص
(٧٦)
ملاک تکامل
٢٣٩ ص
(٧٧)
مسخ انسان در تمدن امروز
٢٤١ ص
(٧٨)
3 تکامل تاریخ
٢٤٩ ص
(٧٩)
دو معنی برای تاریخ
٢٥٠ ص
(٨٠)
تکامل علم تاریخ
٢٥٢ ص
(٨١)
مسئله بایدها و ارزشها
٢٥٤ ص
(٨٢)
نظام احسن
٢٥٧ ص
(٨٣)
پیش بینی آینده
٢٦١ ص
(٨٤)
آگاهی انسان در برابر طبیعت
٢٦٧ ص
(٨٥)
آگاهی انسان نسبت به خود
٢٦٨ ص
(٨٦)
آگاهی انسان از تاریخ خود
٢٧٠ ص
(٨٧)
اصلاحات لنین
٢٧٤ ص
(٨٨)
خودآگاهی در مقابل سنتها
٢٧٧ ص
(٨٩)
سخن عالی آدام اسمیت و هگل
٢٧٩ ص
 
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص

فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - وظیفه مورخ

مرادی که فلان شخص مثلًا تلقین ذکر را از استادش گرفته و او از استاد خودش، یا استادش او را به قطبیت معرفی کرده و همینطور. همین جهت سبب بوده که اینها هم شرح حال زیاد مینوشتند.

این است که این دو گروه شرح حالشان خوب نوشته شده و حتی بیش از مقداری که بودند بزرگ معرفی شدند؛ چون معلوم است، مثلًا یک محدّث اگرچه اعمال غرض نمیکند ولی مطابق شناختی که دارد شرح حال مینویسد. حاج شیخ عباس قمی، مثلًا مجلسی را میشناسد آنچنان که هست اما ابوریحان بیرونی را که حاج شیخ عباس قمی نمیشناسد و نمیتواند هم بشناسد. در نتیجه وقتی کتاب الکنی و الالقاب حاج شیخ عباس را میخوانیم، به مجلسی برسیم میبینیم چهارصفحه دربارهاش بحث کرده با القاب خیلی زیاد، به ابوریحان بیرونی برسیم میبینیم چهارسطر نوشته. اگر ما از جای دیگر اطلاع نداشته باشیم میگوییم این ابوریحان بیرونی کسی نبوده، غافل از اینکه نویسنده کسی است که مجلسی را میشناخته و به او علاقهمند بوده و ارادت داشته است، هیچ هم دروغ نگفته، هرچه که راجع به فضیلت او سراغ داشته نوشته، ولی ابوریحان را نمیشناخته، علاقهای هم به او نداشته و شرح حال او را طرداً للباب نوشته است.

در مورد عرفا هم همین جور است. میبینید شرح حال دراویش به دقت نوشته شده. گذشته از کشف و کرامتهایی که غیرقابل قبول هم هست، جزئیات زندگی آنها نوشته شده و خلاصه هرچه فضیلت داشتهاند رو آمده. این دو طبقه خوب شناسانده شدهاند. اما طبقات دیگر آنچنان که باید شناسانده نشدهاند. مثلًا فلاسفه سخنگو نداشتهاند. در میان فلاسفه، ترجمه نویس وجود نداشته، اگر وجود میداشت اینها هم از طبقه خودشان خوب دفاع میکردند. غیر از چندتایی مثل بوعلی سینا که شهرت جهانی داشتهاند، باقی دیگر اسمشان را هم به زور میتوان از لابلای کتابها پیدا کرد، چرا؟ چون اینها در طبقه خودشان مترجم نداشتهاند. این است که یک مورخ، آن کسی که امروز میخواهد تاریخ بنویسد، باید توجه به این مسائل در گذشته داشته باشد. مثلًا ممکن است شخصی در گذشته فوق العاده مرد بزرگی بوده، از قلمها افتاده یا اصلًا اسمش نیامده یا اگر اسمش آمده آنچنان که باید معرفی نشده، و برعکس شخص دیگری حجمی پیدا کرده بیش از حجم واقعی خودش. اینها