نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٢٤
يك وجود است اما اين دو تا وجود است، وجود غسليت اين يك وجود است كه ماهيت همان غسليت است. صلات هم يك وجود دارد براى خودش ولو مركب از اعراض مختلفه است و آن اعتبار ... وجودات مختلفه است، اينها كنار هم قرار گرفته و يك تركيب اعتبارى درست كرده است. اين را مىگذاريم كنار آن، دو تا وجود داريم با دو تا ماهيت، محطّ وجود غير از محط حرمت شد! پس جوازى شدند. هر كسى آمد از يك راهى حل كرده است، مجرد تعدد حيث كار درست نمىكند فقط حكم را از ملازم به عدم ملازم سبب مىشود كه سرايت نكند. اين حرفى است كه همه متوجهش بودهاند لذا عقلا هم همين حرف را زدهاند و فقط عميقتر رفتهاند جلو آن مطلب را حل كردند برايمان. البته همهاش اشكال دارد، اين كه مىگويم حل كردهاند با اين چهار مبنايى كه گفتم همهاش بر مىگردد به مقدميت اشكال اساسى حرف اين آقايان است كه حل نمىكند مطلب را و ناچاريم در آخر امتناعى بشويم، اشكال اساسيش اين است كه شما همين مجمع عنوانين را كه درست كرديد، فرض اين است كه مىخواهيد بگوييد از باب مقدميت ما بايد اين فرق را بياوريم در خارج. خوب نسبت كلى طبيعى مفهوم به فرد خارجى از نظر محققين و متأخرين كه مىگويند اين عين كلى طبيعى است اين فرد در خارج، نه كه اين مقدمه تحقق آن است كه يك مبناى قديمى است و باطل شده است، كسى مقدمه نمىگويد اين مىگويد زيدى كه