نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٩ - ويژگىهاى مكتب اصولى حوزه علميه قم
مطلب دوم اين است كه علم اصول يعنى چه؟ اين كلمه اصول به چه معناست؟ جمع كدام اصل است؟ مگر اينجا در علم اصول، اصول عمليه تدريس مىشود؟ مگر اصول عمليه فقط بحث مىشود؟ كدام اصل در اينجا هست؟ اين همه مباحثى كه در اينجا هست، چيست؟ حتى غربىها اين را متوجه نشدهاند؛ ديدهاند كه در دائره المعارف علم اصول فقه را به علم ريشه ها ترجمه كرده است در حالى كه اين غلط است؛ منظور علم ريشهها نيست. اصل در اينجا به معناى ريشهنيست! پس علم اصول يعنى چه؟ اصول فقه يعنى چه؟ اولين كسى كه به نظر بنده توجهى به اين نكته كرده است مرحوم محقق صاحب شرائع در معارج الاصول، كلمه اصول را به معناى طرق گرفته است «الطرق إلى الفقه» يعنى طرق به فقه. اينجا اصل و اصول يعنى روش، نه به معناى جمع اصل. اصول به معناى منهج، اصول به معناى متد، اصول به معناى طرق، همان كلمهاى كه محقق گفته است «وهو الطرق إلى الفقه» عيناً اين عبارت محقق است.
فرق شريعت اسلامى با سيستمهاى حقوقى ديگر اين است كه ابتدا قانونگذارى نشده است، يعنى اينطور نيست كه قانونى را اول تدوين كند و بعد آن قانون را تفسير كند؛ فقه ما اين نيست. فقها اين علم شريعت را در سايه علم اصول تنظيم كردهاند و خيلى كار مهمى است. هر چه علم اصول پيشرفت كرده، توسعه فقه بيشتر شده است.