نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٦٦
همه كشورهاى اسلامى اين جمله پيامبر (ص) را قبول دارند كه لا ضرر و لا ضرار، و يا جمله قرآن در نفى سلطه كفار را قبول دارند، در اين صورت چنين مقررات و قواعدى باعث مىشود كه كشورهاى اسلامى مشتركات زيادى در كليات و قواعد و مقررات داشته باشند. وقتى مشتركات زيادى داشته باشند ارتباطات خيلى آسان تر انجام مىشود و مىتوانند خيلى بهتر مقررات و ارتباطاتشان را شكل بدهند.
اما نكته بعد اين است كه قواعد فقهى كه ما از آن استفاده سياسى مىكنيم، چند گونه هستند: بعضىهايش استفاده سياسىشان رايج است مثل نفى سبيل، قاعده تقيه و يا همان قاعده لا ضرر و لا ضرار كه در مباحث حكومتى و سياسى هم استفاده مىشود. در اين موارد وظيفه فقها اين است كه گستره آن قاعده را توضيح بدهند كه مكلف استفاده بىرويه نكند يعنى تفسيرهايى كه از آن قاعده داده مىشود تفسيرهاى غلطى نباشد و مكلف به بيراهه نرود.
بعضى از قواعد هم عام هستند، قواعد عام هم مشكل چندانى ندارد، مثل قاعده عقلى أهم و مهم كه بعضيها قاعده عقلى حساب كردهاند يا قاعده ملازمه حكم عقل و شرع يا قاعدهالضرورات تُبيح المحذورات. اين قواعد مشكلى نداشته و در مباحث سياسى و غير سياسى هم استفاده مىشود و اگر ضرورت اقتضا مىكرد حكم مسلّم كنار گذاشته شود حاكم شرع به خاطر ضرورت و به خاطر حفظ نظام وارد شده و آن