نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٦٠
بنابراين از نظر مبنايى و از نظر روشى تفاوت عمدهاى با فقه پيدا نمىكند، اما آن چيزى كه باعث مىشود آن را يك مقدارى متفاوت از ديگر شاخههاى فقه كند ارتباط دوم و سويه دوم فقه سياسى است كه همان ارتباط فقه با سياست است. ارتباط فقه با سياست از اين نگاه قطعاً انتظارى را از فقه ايجاد مىكند و اين به دليل اقتضائات سياست است كه امكان دارد در بعضى از شاخههاى ديگر فقه مثلًا فقه عبادات يا فقه معاملات حتى وجود نداشته باشد و در واقع توجه به خود ماهيت سياست و موضوعات سياسى است. من فقه سياسى را تعبير مىكنم به دانشى كه به امر سياسى مىپردازد. به عبارت ديگر اگر ديدگاه اول را داشته باشيم موضوع فقه سياسى عبارت از افعال سياسى يعنى افعال مكلف است زيرا فقه را افعال مكلف و فقه سياسى هم افعال سياسى مكلف مى دانيم. اما اگر ديدگاه دوم را داشته باشيم و قائل باشيم به اينكه فقه سياسى يك هويت بالاترى دارد و مىتواند نظريه پردازى در مورد نظام سياسى داشته باشد در آن صورت موضوع فقه سياسى امر سياسى است. امر سياسى ويژگيهاى خاصى دارد كه من فقط به دو مورد اشاره مىكنم و بحثم را تمام مىكنم. يكى بحث جمعى بودن است؛ امر سياسى امرى جمعى است، امر سياسى با امور ديگر اين تفاوت را دارد كه خصلت اين امر جمعى بودنش است، سياست امرى جمعى است. وقتى از فرد و زندگى فردى فاصله گرفتيم وارد حوزه سياست