نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٥٧
و بنابراين فقه سياسى هم دانش نظريه در حوزه سياست هم مىتواند باشد. يا اينكه تعريف ما تعريفى است كه كاملًا حدأكثرى است و فقه را علاوه بر حوزه حكم و نظريه به حوزه نظام هم معطوف مىكند و به عبارت ديگر فقه را دانش نظام تعريف مىكند و در نتيجه فقه سياسى هم عبارت خواهد بود از دانشى كه نظام زندگى سياسى و سياست و حكومت را براى ما معين و مشخص مىكند. اين سه تعريف مىتواند مبناى كار ما باشد و بر اساس اين سه تعريف ما مىتوانيم قواعد فقه سياسى را مشخص كنيم.
به نظر مىرسد كه آقاى شريعتى تعريف اول را در نظر گرفته است يعنى فقه عبارت است از دانش كشف حكم ولو به عنوان يك دانش اسلامى كه كارش كشف احكام شرعى است. اگر كشف حكم معطوف شد به حوزه سياست، به زندگى سياسى و به افعال سياسى، در واقع شاخهاى از فقه به دست مىآيد به نام فقه السياسات و يا فقه سياسى به تعبير امروز. بنابراين مجموعهاى از ابواب فقهى ناظر به زندگى سياسى و حوزه سياست را به عنوان فقه سياسى نامگذارى مى شود كه شاخهاى از فقه عمومى در مقابل آن تقسيم بندى كه از قديم هم وجود داشته است.
اگر ما فقه سياسى را تعريف كرديم به دانشى كه احكام مربوط به حوزه سياست و زندگى سياسى را تعيين مىكند، در اين صورت قواعدى هم كه ما به دست خواهيم داد، عبارت