نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٥٦
اين است كه قلمرو قواعد فقه سياسى در اين طرح محدود ديده شده است. و علت محدود گرفتن فقه سياسى به نظر من تعريفى است كه پيش فرض جناب آقاى شريعتى از خود فقه سياسى است. تعريفى كه ما از فقه سياسى ارائه كنيم طبيعتاً بر تعريفى كه ما از قواعد فقه سياسى ارائه مىكنيم تأثير گذار خواهد بود و به همين دليل مىتوانيم بگوييم كه تعريف و تعيين قواعد فقه سياسى تابعى است از تعريفى كه ما از فقه سياسى مىتوانيم داشته باشيم و به نوبه خود تعريفى كه ما از فقه سياسى ارائه مىكنيم هويت معرفتى فقه سياسى را به ما نشان مىدهد و در واقع بر اساس آن هويت معرفتى است كه ما براى فقه سياسى قائل هستيم فقه سياسى را تعريف مىكنيم كه من نسبت به اين دو نكاتى را مىخواهم عرض كنم.
برداشتى كه از سخنان جناب آقاى شريعتى در محور اول داشتم كه قواعد فقه سياسى را بر اساس تعريفشان از فقه سياسى تعريف مىكنند، تعريفى حدأقلى از فقه سياسى است كه اين تعريف هم به نظر من تابعى است از تعريف خود فقه و مىتواند تحت تأثير تعريف ما از فقه باشد. سه تعريف به نظر مىرسد كه ما از فقه سياسى بتوانيم داشته باشيم و ارائه كنيم كه در اين بحث ظاهراً يكى از اين تعاريف پذيرفته شده و به عنوان پيش فرض مبناى بحث را تشكيل مىدهد.
آيا فقه دانش حكم است و به تبع آن فقه سياسى دانش حكم است در حوزه سياست؟ آيا فقه دانش نظريه هم مىباشد