نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٤٨
نشر است از جمله فقه سياسى، نظريه سكولاريزم اسلامى، نظريه مردمسالارى دينى و بسيارى از مقالات ديگرى كه الآن جاى تشريح و تبيينش نيست. در عين حال هر دو عزيز متخصص در فقه سياسى بوده سالها در اين بحث زحمت كشيدهاند. بحثى كه امروز قرار است مطرح شود كاربرد قواعد فقه در سياست و حكومت است. ابتدا جناب آقاى شريعتى بحثشان را تبيين بفرمايند و بعد خدمت جناب آقاى مير احمدى در قالب نقد خواهيم بود.
حجتالاسلام والمسلمين شريعتى (نظريهپرداز):
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
البته من خودم را در اين مقام نمىدانم كه براى دوستان و سروران عزيز و فرهيختگان اين مركز فقهى بخواهم نكتهاى و يا مطلبى بگويم ولى از آنجا كه در زمينه قواعد فقه سياسى تا حدودى كار كردهام، دوستان گفتند كه بعضى از كاربردهاى فقه را در مباحث حكومت و سياست خدمتتان عرض كنم.
به عنوان مقدمه بگويم كه وظيفه فقهمان بيان احكام مكلفين است و فقها خود را موظف به بيان احكام مكلفين مى دانند. اما نكته اين است كه مكلف دو قسم است: اشخاص حقيقى و اشخاص حقوقى. همانطور كه اشخاص حقيقى و افراد و