تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٠ - شرحها
٨- آیا نگاه نکردی به آنان که از نجوی نهی
شدهاند، سپس به آنچه نهی شدهاند بر میگردند جلسه میکنند با آنچه گناه و
تجاوز و مخالفت پیامبر است و چون پیش تو آیند تو را تحیت گویند به طریقی
که خدا تحیت نگفته است، و در ضمیر خویش میگویند:
چرا خدا به گفتهمان عذابمان نمیکند، جهنم برای آنها کافی است ...
٩-
ای کسانی که ایمان آوردهاید، چون جلسه سری میکنید با چیزی که در آن گناه
و تجاوز و مخالفت پیامبر است نجوی نکنید، نجوی کنید با آنچه در آن نیکویی و
تقوی هست ...
١٠- نجوای منافقان از شیطان است تا اهل ایمان را محزون کند ولی هیچ چیز ضررشان نمیزند، مگر به اذن خدا، مؤمنان بر خدا توکل کنند.
کلمهها
نجوی: گفتگوی پنهانی. سخن پنهانی. مصدر و اسم هر دو آمده است «نجأ فلانا نجوا و نجوی: ساره»، تناجی نیز به همان معنی است.
حیوک: تحیت هر دعا و ثنا و تعارفی است که شخص در روبرو بودن با شخص دیگر بر زبان میآورد و آن در اصل مصدر «حیاک اللَّه» است.
نظر به اصل ماده به معنی زنده نگه داشتن است.
حسبهم: حسب (بر وزن عقل): کفایت. گویی میان کفایت کننده و کفایت شده حسابی وجود دارد که این ماده به معنی کفایت آمده است.
شرحها
چهار مطلب در این آیات در نظر است، اول: احاطه علمی خدا به حال بندگان، و آن مقدمه است بر مطلب بعدی که منافقان و کفار بر علیه خدا و رسول