تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٥ - شرحها
شرحها
بخش سوم از آیات سوره است که در آنها سخن از حتمی بودن قرآن و از جانب
خدا بودن آنست و در نتیجه امر «الحاقة» با این آیات تأکید میشود، وقتی که
قرآن از جانب خدا بود، پس خبر قیامت در آن حق است.
این آیات میگویند:
گفتههای پیامبر نه خیالبافی است و نه کهانت، بلکه فقط از جانب پروردگار
است، اگر پیامبر از جانب خود چیزی بگوید رگ گردنش را قطع میکنیم، قرآن
برای کافران اتمام حجت و برای مؤمنان بیداری است.
٣٨- ٤٠- فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ وَ ما لا تُبْصِرُونَ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ.
کلمه
ما لا تُبْصِرُونَ تطبیق میشود به چیزهای مادی که از دید بشر خارجند و
چیزهای غیر مادی که اصلا قابل رؤیت نیستند مانند روح و ملک و اشعه و غیره،
بعید است که منظور از آن، خدا باشد، زیرا خدا خود را این چنین، با مخلوق
همردیف نمیکند.
مراد از رسول ظاهرا رسول خداست نه جبرئیل، زیرا منظور
آنست که این قرآن قول پیامبر است نه قول شاعر و کاهن، آیه وَ لَوْ
تَقَوَّلَ نیز مؤید آنست که قول را به آن حضرت نسبت میدهد.
المیزان در
تناسب این قسم با مقسم به فرموده: موجودات مرئی و نامرئی همه دارای نظام
واحد هستند که دلالت بر توحید دارند، مقتضای توحید، ارسال رسل و انزال کتب
است.
٤١ و ٤٢- وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِیلًا ما تُؤْمِنُونَ وَ
لا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ.