تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٢ - نکتهها
در آخرت خواهد بود، به علّت محقق الوقوع بودن به لفظ مضارع آمده است.
در سوره ابراهیم خواندیم: وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ ... إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ .../ ٢٢.
١٧- فَکانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِی النَّارِ خالِدَیْنِ فِیها وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمِینَ ضمیر «هما» راجع به شیطان و انسان است یعنی: عاقبت اضلال شیطان و ضلالت انسان آتش شد. عاقبت وعده منافقان و فریفته شدن یهود همان بدبختی گردید، سزای همه ظالمان همین است.
نکتهها
بنی قینقاع: در گذشته گفته شد: سه گروه از یهود در مدینه و اطراف آن
سکونت داشتند و همه با رسول خدا پیمان عدم تعرض بسته و عهد شکنی کردند،
یهود بنی قینقاع و بنو نضیر به دستور آن حضرت اجلاء شدند و یهود بنی قریظه
چنان که در سوره احزاب گذشت قتل عام گردیده و اموالشان به غنیمت برده شد.
یهود
بنو قینقاع در یکی از محلههای مدینه ساکن بوده و شغل زرگری داشتند، آنها
مانند یهود دیگر، با رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله پیمان عدم تعرض بستند
ولی غدر کرده و پیمان خویش را شکستند، از جمله اینکه زنی از انصار در کنار
دکان زرگری نشست عدهای از یهود خواستند، زن صورت خویش را باز کند زن
امتناع نمود.
زرگر دامن پیراهن زن را بر پشت او سنجاق کرد، زن بوقت
برخاستن عورتش نمایان شد، یهود از این ماجرا خندیدند، زن فریاد کشید، مردی
از مسلمانان یهودی زرگر را کشت، یهود نیز آن مسلمان را مقتول کردند،
خانواده