تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٤ - کلمهها
١٨- در آن روز به خدا عرضه
میشوید و هیچ عمل پنهانی از شما مخفی نمیماند.
١٩- اما آنکه کتابش به دست راستش داده شود گوید: بیائید کتاب مرا بخوانید.
٢٠- من در دنیا دانستم که حسابم را ملاقات خواهم کرد.
٢١- او در زندگی است که از آن خوشنود است.
٢٢- در بهشتی است و الا.
٢٣- میوهاش به او نزدیک است.
٢٤- بخورید و بنوشید گوارا در مقابل آنچه از پیش کردید در ایام گذشته.
کلمهها
صور: شیپور. در قاموس گوید: شاخی است که در آن میدمند، صحاح قید دمیدن
را ندارد، راغب گفته قاموس را به «قیل» نسبت میدهد، و نیز جمع صورت آید
این کلمه ده بار در قرآن آمده و همه در باره قیامت است.
دکة: دک: کوبیدن
شدید، جوهری گوید: دک به معنی کوبیدن است و «دککت الشیء دکا» آن وقت
گویند که آن را بکوبی و با زمین یکسان کنی. در مجمع فرموده: «الدک: البسط»
در کشاف آمده:
«الدک ابلغ من الدق».
واهیة: و هی: شکافته شدن. بیقوام شدن در اثر انشقاق از این مادّه یک بار بیشتر در کلام اللَّه یافته نیست.
ارجاء: اطراف. مفرد آن رجاست.
هاؤم: بیائید. آن اسم فعل است، طبرسی فرموده: گویی: «هاء یا رجل- هاؤما یا رجلان- هاؤم یا رجال».
قطوف: قطف: (بر وزن عقل) چیدن. «قطف الثمرة قطفا: جناه و جمعه»