تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٤ - کلمهها
٣٣- سپس به طرف اهل خویش رفته و بر خود میبالید.
٣٤- این حال بر تو سزاوارتر و سزاوارتر است.
٣٥- سپس بر تو سزاوار و سزاوارتر است.
کلمهها
قرآنه: قرآن مصدر است به معنی خواندن. گویند: «قرء یقرأ قرآنا» چنان که
در دو آیه بالا به معنی مصدر و ضمیر آن راجع به وحی است، آن گاه قرآن علم
شده به کتاب حاضر که به حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله نازل گشته و
مصدر برای مفعول (مقروّ) میباشد بعضی آن را در اصل به معنی جمع گرفتهاند
که در لغت آمده است.
تذرون: ترک میکنید، نادیده میگیرید. و ذر: ترک
کردن و انداختن از روی بیاعتنایی. عرب ماضی، مصدر و اسم فاعل آن را به کار
نمیبرد بلکه ترک، ترک و تارک به کار میبرد.
ناضرة: نضر: طراوت و
زیبایی «النضرة: الحسن» وجوه ناضره یعنی چهرههای با طراوت نظیر تَعْرِفُ
فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ مطففین/ ٢٤.
باسرة: بسیار عبوس و قیافه درهم کشیده، در مجمع فرموده: بسور آشکار شدن کراهت در چهره است.
فاقره: فقار ظهر به معنی ستون فقرات است، بلا و عذاب بزرگ را فاقره گویند که پشت انسان را میشکند، حاجت را نیز از آن جهت فقر گویند.
تراقی: رقی: بالا رفتن و بالا بردن. ترقوه: گلو. عرب آن را مقدم حلق