تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٢ - شرحها
شرحها
در آخر سوره در این آیات دو تا مطلب مطرح است اول اینکه انسان گمان نکند
که به سر خود رها شده و بدون تکلیف و حساب و کتاب است، بلکه از همان حالت
نطفه بودن طبق نظام خدایی تعقیب میشود و پیش میرود و این نظم بهت آور
نمیتواند بیهدف باشد.
دوم: استدلال بر معاد است از راه قدرت خدا، یعنی
خدایی که به خلقت اولی قدرت دارد، خلقت دوّم نیز از قدرت او خارج نیست،
این یکی از راههای استدلال به معاد است که در آخر سوره حجر توضیح داده شد.
٣٦- أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً.
استفهام
برای تعجب است یعنی انسان فکر نکند که بیهدف آفریده شده است و به طور
مهمل به سر خود رها گردیده است تکلیفی و آخرتی و حسابی ندارد؟
چنان که گمراهان میگویند، این نظیر: أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ است و مقدمه استدلال بر معاد میباشد.
٣٧-
٣٩- أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً
فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی
در
این آیات سیر نطفه در شکم مادر تا پرداخته شدن و تا به صورت پسر و دختر در
آمدن ذکر شده است، منظور آنست که اگر کسی در این جریان دقت کند خواهد دید
انسان بیهدف و عبث آفریده نشده است و از آفرینش او هدف بزرگی در کار
میباشد، یک قدرت بزرگی او را به سوی آن هدف میراند، مخصوصا مسئله نر و
ماده بودن که از اسرار عجیب خلقت است.
نظیر این است آیه أَ فَحَسِبْتُمْ
أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ