تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٤ - شرحها
«بسر بالامر: اذا اعجل به».
سقر: نامی از نامهای جهنم است، به علّت تعریف، تأنیث غیر منصرف آید «سقرته الشمس سقرا» آن گاه گویند که حرارت آفتاب مغز کسی را به درد آورد.
لواقحة: تلویح: تغییر رنگ به سیاهی یا سرخی «لوحته الشمس تلویحا» آفتاب رنگ او را تغییر داد.
بشر: جمع بشره است به معنی ظاهر پوست بدن.
شرحها
در این آیات خبر از آمدن روز قیامت و سخت بودن آن برای کافران است و نیز
کافری که با تکیه با اموال و اولاد در مقام مبارزه با قرآن آمده و آن را
سحر نامیده به شدت تهدید شده است، تهدید او به طور سمبل و نمونه میباشد و
گرنه هر آنکه کلام الهی را جادو شمارد سزایش همین است.
٨ و ٩- فَإِذا
نُقِرَ فِی النَّاقُورِ فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ نقر در ناقور
عبارت اخرای نفخ در صور و برخاستن صیحه است چنان که فرموده: یَوْمَ
یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ ق/ ٤٢ فاء در
«فاذا» برای سبب است یعنی بر اذیتشان صبر کن که چون طبل قیامت به صدا در
آید چنان خواهد بود.
«فذلک» اشاره است به زمان نقر ناقور، «یومئذ» ظرف
آنست یعنی: روز نقر ناقور، در روز رجوع الی اللَّه، روز سختی است علی هذا
«یومئذ» که روز رجوع الی اللَّه است یک قسمتاش زمان نقر ناقور است. زمان
جزئی، مظروف زمان کلی است.