تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٤ - شرحها
شرحها
در این آیات فرموده: سائلی از خدا عذابی را خواست که آن برای کافران
حتمی است، آن از جانب خدایی است که برای بندگان مقاماتی قرار داده، حیف که
عدهای خود را مشمول عذاب میکنند.
بدین مناسبت فرموده: ملائکه به سوی
خدا عروج میکنند در روز قیامت، روزی که مردم آن را بعید میدانند ولی
یقینی است، آن گاه مقداری از وقوع قیامت و احوال مردم ذکر میشود.
١ و
٢- سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ آمدن
باء در «بعذاب» حاکی است که «سئل» به معنی دعا و طلب است نظیر: یَدْعُونَ
فِیها بِفاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَ شَرابٍ ص/ ٥١ لِلْکافِرینَ- لَیْسَ لَهُ
دافِعٌ هر دو صفت عذابند، یعنی: سائلی از خدا عذابی را خواست که مخصوص
کافران است و بر گردی ندارد، و اگر هم نخواهند باز آمدنی است. در شأن نزول
گذشت آن همان نعمان بن حرث است که گفت: خدایا بر ما سنگ بباران، معلوم
میشود او با عدم قبول مطلب، کافر شده است و نیز قرآن کشته شدن او را به
حساب نیاورده روی حتمیت مطلق عذاب صحبت میکند که عذاب آخرت باشد.
٣-
مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ وصف خدا با ذِی الْمَعارِجِ ظاهرا برای آنست
که عذاب بندگان برای خدا مقصود بالذات نیست، بلکه خدا صاحب درجات و مقامات
است، میخواهد بندگان را به آن درجات بالا ببرد، بندگان خود با سوء اختیار،
عذاب را به جان میخرند.
٤- تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ
إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ