طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٩٦ - السادس وليد بن عبد الملك
كنيت او ابو الوليد بود، و خصمان او، او را ابو الذباب گفتندي، بسبب آنكه بوي دهان داشتي، مگس بسيار جهت آن بوي، بر وي جمع آمدي و ولادت او در سنه ست و عشرين بود، و او مردي عاقل و دانا و شجاع بود، اما بخيل بود، او را بدين سبب رشح الحجر [١] گفتندي، و او را بر معامله ديوان مدينه عامل كرده بودند، و مروان او را بر معاملت حجر [٢] فرمان گردانيده بود، پس از آن در سنه خمس و ستين او را ولي [٣] عهد كرد در شام، و بسبب خروج عبد اللّه زبير، در عهد عبد الملك فتنه در ميان خلق افتاد، و عبد الملك لشكر از شام بعراق آورد، و مصعب زبير را بكشت در سنه سبعين، و حجاج را به جنگ عبد اللّه زبير فرستاد، تا عبد اللّه زبير را بكشت، و كعبه را خراب كرد و ولايت عراق و خراسان حجاج را داد، و مهلب بن ابي صفره [٤] را خراسان داد، و پسر خود مسلم عبد الملك را بروم فرستاد، تا قلاع و حصون بسيار فتح كرد، و در پاي قسطنطنيه بنشست، و در حدود مغرب فتوح بسيار كرد و در عهد او فتوح بسيار شد، و مدت ولايت او از اول عهد بيست سال بود بعد از قتل عبد اللّه زبير، سيزده سال و هژده روز بود. فرزندان او: وليد و سليمان و هشام و مسلمه و ابو بكر بودند.
السادس وليد بن عبد الملكوليد بن عبد الملك، كنيت او ابو العباس بود، و او مردي بود فحش گوي و پليد چشم، خبيث فعل، و در عهد او قتيبه بن مسلم به ما وراء النهر رفت و فرغانه فتح كرد، و با ترك طرخان تركستان [٥] مصاف كرد، و طرخان را بكشت و به خوارزم باز رفت، و از غنايم آن فتوح، صد هزار برده كودك از غلام و كنيزك، بدست اهل اسلام افتاد، و حجاج در آخر ايام وليد بمرد بعلت ميل [٦] و بيخوابي. چون حجاج سعد بن مسيب را كه از كبار
[١] كذا: ولي الكامل و سيوطي: رشح الحجاره
[٢] كذا، در (پ) خوانده نميشود
[٣] اصل: والي.
[٤] اصل: مهذب بن ابي صعوه، از الكامل و غيره اصلاح شد.
[٥] كذا في الاصل. ولي در الكامل نيزك طرخان آمده، كه از مرزبانان بادغيس و سواحل آمويه بود.
[٦] پ: سل، ميل بمعني جور و ظلم است، مال:
اي جار و ظلم (المنجد).