طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٩٠ - الرابع السلطان جلال الدين (علي بن سام)
چون سلطان غازي معز الدين شهادت يافت، و سلطان بهاء الدين [در راه] برحمت حق پيوست، وارثان ملك دو فريق ماندند، از تخمه شنسبانيان يك فريق سلاطين باميان و ديگر سلاطين فيروز كوه. چون مرقد سلطان غازي از دميك [٢] روان كردند، تركان [بندگان سلطان از ملوك] و امراء بزرگ مرقد و خزانه (وافر) و كارخانه (ها) از دست امراء غزنين بيرون كردند، و امراء غوري را كه در لشكر هندوستان بودند، ميل بجانب پسران سلطان بهاء الدين بود، و امراء ترك را ميل طرف سلطان غياث الدين محمود بن محمد سام بود، كه برادرزاده سلطان معز الدين بود، و امراء غور آنكه در غزنين بودند، چون سپهسالار خروش [٣] و سليمان شيش [٤] و جز ايشان بخدمت علاء الدين و جلال الدين مكتوبات نبشتند و ايشان را استدعا كردند و ايشان بغزنين آمدند، چنانچه بعد ازين به تحرير پيوندد، در طبقه سلاطين غزنين، و جلال الدين چون برادر را به (تخت) غزنين بنشاند، خود بازگشت و بتخت باميان بنشست. راوي ثقه چنين روايت كند [٥]: كه خزانه غزنين قسمت كردند، قسم جلال الدين دويست و پنجاه (حمل) شتر زرعين و مرصعينه آمد، كه آن زر و سيم با خود، به باميان آورد [٦]، و كرت ديگر لشكر كشيد بطرف غزنين، و لشكر غور (ي) و غزو بيغو [٧] از اطراف ممالك چون [٨] جمع كرد بغزنين آمد و گرفتار شد، و باز مخلص گشت، و بباميان رفت و عم او سلطان علاء الدين در غيبت ايشان، تخت باميان گرفته بود، جلال الدين بازگشت با اندك مردي به مغافصه [٩]، سحرگاهي بر عم زد و عم را بگرفت
[١] راورتي: سلطان جلال الدين علي بن بهاء الدين سام بامياني
[٢] اصل: دميل.
مط: دميك. راورتي كذا، براي شرح (ر: ٣٥) آخر كتاب.
[٣] كذا في الاصل. متن مط:
حروشتي. حاشيه مط: خروش. راورتي: خروشتي، خروش، خروشني، خروسي
[٤] اصل: سيس. راورتي و مط: شيش.
[٥] مط: كرده
[٦] مط: شتر از عين مرصع و زر و سيم رسيد با خود به باميان برد
[٧] در متن مط: بيغو است، مانند نسخه اصل. در حاشيه نوشته كه در بعضي نسخ (غزو سقرار اطراف) است، راورتي نيز اين هر دو صورت را مينويسد
[٨] مط: خود
[٩] مط: مغافضه.