طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٩٣ - السادس الملك افضل
متمكن شد، و آثار او در اسلام باقيست، مدتي ملك راند و درگذشت عليه الرحمه. و او را شش پسر بودند. القاب: ملك الطاهر [١]، ملك الفاضل ملك العزيز، ملك المحسن، ملك هاشم [٢]، ملك الصالح [٣]. السادس الملك افضل
ملك افضل علي بن يوسف بن ايوب الكردي، ولي عهد سلطان صلاح الدين يوسف
بود، چون سلطان درگذشت، افضل به تخت دمشق و مملك شام بنشست و همگنان او را
خدمت كردند و موافقت نمودند. اما برادرش ملك العزيز كه صاحب مصر بود، لشكر
بطلب ملك بجانب شام آورد، و ملك عادل ابو بكر ايوب كه برادر صالح الدين
بود، و ديار بكر داشت، با ملك العزيز ضم شد و ملك افضل را در دمشق محصر
كردند، و مدت مديد مخاصمت ميان طرفين بود، بعاقبت بدان قرار گرفت، كه دمشق
بملك العزيز تسليم كرد، صلح شد، و بلاد سلخت [٤] كه طرفي است از شام
بملك افضل دادند، و ملك افضل مردي عالم وافر فضل بود حال خود در دو بيت
تضمين كرد، و بدار الخلافت الناصر لدين اللّه فرستاد، و عهد خلافت بامام
الناصر رسيده بود، آن دو بيت اينست: شعر:
مولاي ان ابو بكر و صاحبه [٥]عثمان قد غصبا بالسيف حق علي
انظر الي حظ هذا الاسم كيف لقيمن الاواخر ما لاقي من الاول.
[١] پ: ظاهر
[٢] اصل: ملك الثيم؟
[٣] راورتي گويد: كه صلاح الدين فرزنداني داشت كه شش نفر ذيل معروفاند: (١) ابو الحسن علي ملك الافضل نور الدين. دوم: ملك العزيز عماد الدين ابو الفتح عثمان. سوم: ملك القاهر غياث الدين ابو منصور غازي. چهارم: ملك الظافر مظفر الدين ابو القاسم خضر. پنجم ملك الظاهر (ملك المحسن يا ملك الصالح) ششم: ملك الزاهد مجير الدين ابو سليمان داود. ولي لن پول در دول اسلاميه (ص ٩٠) نام پنج يسر وي را ميآورد: الافضل علي متوفي ٦٢٢ ه. العزيز عثمان متوفي ٥٩٥ ه. الظاهر غازي متوفي ٦١٣ ه. خضر. المؤيد مسعود متوفي ٦٠٦ ه.
[٤] كذا متن راورتي باستناد يافعي: بلاد سرحد. در حاشيه گويد: كه اين نام در نسخ خطي بصور گوناگون آمده: سلحت، سكحت سكمت، مسكت. مورخان ديگر گويند: كه الملك الافضل در اواخر عمر به سميساط بود و هم درانجا بسال ٦٢١ ه درگذشت ديده شود ابن اثير، ج ١٢ ص ١٩٦ و مختصرا الدول ابن العبري (ص ٤١٣) و سميساط بقول اصطخري شهري بود بر فرات (ص ٦٥)
[٥] اين ابيات در اصل خيلي مغلوط است، مثلا عوض لقي، نفي، و بجاي لاقي، لافا آمده، از مختصر الدول ابن العبري (ص ٤١٤) تصحيح شد. ابن العبري هم عوض غصبا، اخذ او عوض حظ، حرف آورده، و از ترجمه راورتي برميآيد كه شايد در نسخ وي كلمه بيت آخر حظ بوده به ظاي منقوطه، و اين معقول بنظر ميآيد، ابن العبري جواب منظوم خليفه الناصر را در سه بيت آورده (رجوع شود به مختصر الدول ص ٤١٤).