طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤١٨ - الثالث منهم الملك ناصر الدين قباچه المعزي
چنانچه پيش ازين ذكر آن رفته است، و چون قضاء اجل (او) در رسيد، در شهور سنه سبع و ستمائة، در ميدان گوي زدن از اسپ خطا كرده، و اسپ بر زير او آمد، چنانچه پيش كوهه [١] زين بر سينه او آمد و برحمت حق پيوست، و مدت ملك او از اول فتح دهلي تا بدين وقت بيست سال بود و عهد سلطنت او با چتر و خطبه و سكه (مدت) چهار سال و كسري بود، عليه الرحمة و الغفران [٢]. الثاني منهم آرامشاه بن سلطان قطب الدين عليه الرحمه [٣]
چون سلطان قطب الدين برحمت حق تعالي پيوست [حالي] امراء و ملوك هندوستان صواب چنان ديدند، كه از براي تسكين فتنها و آرامش رعايا و اطمينان قلب لشكريان، آرامشاه را بتخت نشانند، و سلطان قطب الدين را عليه الرحمه سه دختر بود، ازيشان دو دختر متعاقب در حباله ملك ناصر الدين قباچه بود، و يك دختر در حباله سلطان شمس الدين آمد، در اين وقت چون قطب الدين درگذشت و آرام شاه را بر تخت نشاندند، ملك ناصر الدين قباچه بطرف اچه و ملتان رفت و قطب الدين را نظر ملكداري بر سلطان شمس الدين (التمش) بود، و او را پسر خوانده بود، و بداون او را اقطاع داده. ملوك به اتفاق او را از بداون بياوردند و بتخت دهلي بنشاندند و دختر سلطان قطب الدين در حباله او آمد، آرامشاه را قضاء اجل در رسيد و ممالك هندوستان چهار قسم شد: مملكت سند (ناصر الدين) قباچه در تصرف آورد و مملكت دهلي بسلطان سعيد شمس الدين مضاف شد و ممالك [٤] لكهنوتي ملوك و سلاطين خلج در ضبط آوردند. و مملكت لوهور گاهي ملك تاج الدين و گاهي ملك ناصر الدين قباچه و گاهي سلطان شمس الدين بتفاوت احوال ضبط ميكردند، چنانچه بعد ازين هر يك تحرير يابد [٥].
الثالث منهم الملك ناصر الدين قباچه المعزي [٦]ملك ناصر الدين (قباچه) پادشاه بزرگ، و بنده سلطان غازي (معز الدين) [٧] بود
[١] در اصل كوهي نوشته شده، و بالاي آن به كوفه تصحيح كردهاند
[٢] راورتي نقش سكه قطب الدين را چنين ميآورد: (سكه وارث ملك و نگين سلطان قطب الدين ايبك في سنه ٦٠٣ ضرب دار الخلافه دهلي جلوس)
[٣] اين عنوان در اصل سپيداست. از مط نوشته شد. راورتي: سلطان آرام شاه بن سلطان قطب الدين ايبك.
[٤] مط: و مملكت
[٥] راورتي: نقش سكه آرامشاه را در حواشي چنين مينويسد: (هذا الدرهم مسكوك باسم الملك ظل اللّه آرامشاه في سنه سبع و ستمائة، ضرب دار السلطنة بلده لاهور).
[٦] راورتي:
قباچه المعزي السلطاني
[٧] راورتي: مانند مط.