طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٥٣ - اشاره
كاردي بر بند او نهاد، و بند را ببريد، و بقوت سر آن كارد در شكم سلطان (سيف الدين) آمد، بدان زخم شهادت يافت، و در گذشت عليهم الرحمة و الغفران. حق تعالي پادشاه جهان و سلطان زمان ناصر الدنيا و الدين ظل اللّه في العالمين را در تخت پادشاهي سالهاي بسيار باقي داراد، آمين. السابع عشر السلطان الاعظم غياث الدنيا و الدين ابو الفتح محمد سام قسيم أمير المؤمنين
اشاره
ثقات تغمدهم اللّه برحمته چنين روايت كردهاند: كه سلطان غياث الدين و سلطان معز الدين طاب مرقداهما، هر دو از يك مادر بودند، و غياث الدين بسه سال و كسري از معز الدين بزرگ (تر) بود، و مادر ايشان دختر ملك بدر الدين گيلاني [١] بود هم از اصل بنجي نهاران و تخمه شنسبانيان، و ملكه مادر ايشان نور اللّه مرقدها، غياث الدين را حبشي خواندي، و معز الدين را زنگي [٢] گفتي، و در اصل اسم مبارك او غياث الدين محمد بود و نام معز الدين هم محمد، بر لغت غور محمد را اخمد [٣] گويند، و چون سلطان غياث الدين سام عليه الرحمه در گيلان [٤] برحمت حق (تعالي) پيوست، سلطان علاء الدين بتخت نشست، هر دو برادرزاده خود غياث الدين و معز الدين را فرمان داد، تا به قلعه و جيرستان [٥] محبوس كردند و اندك وظيفه جهت ما يحتاج ايشان تعيين كرد. چون سلطان علاء الدين (از دنيا) نقل كرد سلطان سيف الدين ايشان را از قلعه وجيرستان مخلص گردانيده [٦]، و مطلق العنان كرد، غياث الدين [٧] در موافقت سلطان سيف الدين، بحضرت فيروز كوه مقام ساخت و معز الدين باطراف [٨] باميان بخدمت عم خود ملك فخر الدين مسعود عليه الرحمه رفت، و غياث الدين در خدمت سيف الدين به لشكري جهة دفع غز [٩] رفت، و اندك استعدادي داشت. بسبب قلت مال و منال، و هر كس از خدم پدر و مادر ايشان در سر اندك خدمتي ميكردند و غياث الدين مدام بخدمت سلطان سيف الدين ميبود (تا) چون
[١] مط: كيداني
[٢] اصل: از زنگي
[٣] مط: حمد. راورتي و پ: احمد
[٤] مط و راورتي: كيدان كه گيلاني منسوب به گيلان غزنه اصح است.
[٥] پ: خرجستان
[٦] مط: از ان قلعه ايشان را مخلص گردانيد
[٧] مط:
به موافقت
[٨] مط: بطرف
[٩] مط: در لشكر دفع غز برفت.