طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٧ - داود النبي عليه السّلام
باستانية الملك [١] پيش از آنكه بخت نصر، بيت المقدس را خراب كردي، به پيغامبري فرستاد، و باكثر روايات پسر خاله ذو القرنين بود، و وزير او بود. و ابن عباس ميگويد: كه نام او اليسر [٢] بود، او را خضر براي آن نام شد، كه در موافقت سكندر در ظلمات رفت، و آب حيات بخورد، بعد از آن هر جا كه پاي نهاد سبز ميشد، و او موكلست بر بادها، و تا نفخ صور زنده خواهد بود. و اللّه اعلم. الياس
الياس بن عاروق ولد هارون، و قيل الياس بن سيسي بن محاس بن الغيوار بن هارون [٣] و او را الياسين هم گويند، و بعد از حزقيل، حق تعالي او را بملك بعلبك فرستاد، سون [٤] نام آن ملك بود. و بروايتي اورماين و ذو الكفل هم اوست، و آن ملك را زني بود، ارنيل [٥] نام، كافر و بتپرست بود، الياس را تكذيب كردند. حق تعالي باران از آسمان باز گرفت، الياس را طلب كردند. اليسع بن اخطوب [٦] شاگرد الياس بود، او را نزديك ايشان فرستاد و ايمان آوردند، باران باريد، پس از آن باز كافر شدند، خداي تعالي قحط بر ايشان گماشت، بدعاء الياس همه هلاك شدند، و حق تعالي الياس را با خضر حيات بخشيد به خوردن آب حيات تا نفخ صور. و اللّه اعلم بما في الصدور و السلام.
داود النبي عليه السّلامداود عليه السّلام پسر انسا بن عويد بن بعر بن سليمان بن فحنوق بن عمي
مادان بن ارم بن خضر بن برص بن يهودا بود [٧] پدر داود را چهار پسر بود،
و بروايتي هفت و بروايتي سيزده.
قصص نابي [٨] چنين روايت ميكند: كه داود عليه السّلام، كهتر از همه بود،
[ (١، ٢)] كذا في الاصل.
[٣] طبري (٣٢٥) ابن ياسين بن فنحاص بن العيزار بن هارون بن عمران. مجمل (٢٠٦) پسر قصي بن فينحاص بن العيزار بن هارون.
[٤] طبري: احلب. مير خواند: احب
[٥] طبري (٣٢٦) و كان اسم امرأته ازبل
[٦] كذا في الطبري (ص ٣٢٨) مير خواند (١١٠) اخطوت.
[٧] طبري (٣٣٧: ١) داود بن ايشي ابن عوبد بن باعز بن سلمون بن نحشون بن عمي نادب بن رام بن حصرون بن فارص بن يهوذ بن يعقوب. تورات. (راعوث- ٤) داود بن يسي بن عوبيد بن بوعز بن سلمون بن نحشون بن عميناداب بن رام بن حصرون بن فارص.
[٨] اصل: ناي (ر: ٤).