طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٩٥ - الرابع مروان بن الحكم
هر كرا خواهيد، امير خود كنيد، كه پدر و جد من بر خاندان علي غدر كردند، و ولايت فرزندان علي كرم اللّه وجهه را بود، و بظلم حسين را بكشتند، و خداي نكناد كه من آن كنم، كه ايشان كردند، و خود را از ولايت خلع كرد، و از منبر فرود آمد، و بخانه خود رفت، و در بست، و در طاعون وفات كرد. مدت عمر او بيست سال بود، ولادت او در سنه اربع و اربعين بود و فوت او در ربيع الاخر سنه اربع و ستين بود عليه الرحمه.
چون او وفات كرد، فتنه در بلاد شام ظاهر گشت، و شش تن خلافت طلب كردند: مروان حكم، و ضحاك قيس فهري بود در شام، و عبد اللّه زبير در مكه، و مختار كذاب به جهت محمد حنفيه [١] در كوفه، و نافع ازرق [٢] بود خارجي در نجد، و عامر خارجي [٣] در عراق، عفي اللّه عنهم. الرابع مروان بن الحكم
و او از صحابه بود، و نسبت او مروان بن الحكم بن ابي العاص بن اميه بن عبد الشمس بن عبد مناف. و اول كسي كه خلافت را به شمشير گرفت او بود، و او مردي دراز بالا، باريك اندام. ولادت او در سنه اثنين بود، و او را به شهر اردن اهل شام در سنه اربع و ستين بيعت كردند، و بعضي با ضحاك قيس فهري بيعت كردند، و ميان هر دو فريق مصاف شد، موضعي كه آنرا مرج [٤] راهط گويند، ضحاك كشته شد، تمام در بيعت مروان آمدند، و او زن يزيد معاويه را بخواست. روزي ميان او، و ميان پسر يزيد خالد نام كه پسر زن او بود، حكايتي شد، مروان خالد را دشنام مادر داد، و او بدين سبب بر مروان كينه گرفت، و او را زهر داد كار نكرد، شبي فرصت طلبيد، بالشت بر روي وي نهاد، چندان نگاه داشت كه مروان بمرد، در سنه خمس [٥] و ستين، و مدت ولايت او نه ماه بود، و مدت عمر او شست و سه سال بود، و او را فرزندان بسيار بودند: عبد الملك و بشر و محمد و عبد العزيز و اللّه اعلم.
[١] اصل: حنيفه
[٢] اصل: ارزق. الكامل: نافع بن الازرق
[٣] كذا، در الكامل: نجده بن عامر بن عبد اللّه.
[٤] اصل: مرح. الكامل: مرج
[٥] اصل: خمسين.