طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٨٢ - الثامن عشر ولتعه بن مرثد
و كاردي با خود ببرد، و در ميان عورات در حرم فطيون رفت چون فطيون قصد دختر او كرد، ملك عجلان از كمين بيرون آمد، فطيون را بكشت، و از آنجا بگريخت، و بنزديك تبع اصغر آمد، و استعانت نمود، تبع لشكر بر گرفت و بدر يثرب و مدينه آمد، سيصد و پنجاه مهتر از بني اسرائيل بقتل رسانيد، و خواست تا مدينه را خراب كند، چنانچه پيشتر ازين در قلم آمده است. چون او را از هجرت مهتر عليه السّلام خبر كردند، دين موسي قبول كرد، و به محمد عليه السّلام ايمان آورد و بمكه آمد و طواف كرد، و كعبه را جامه كرد و بازگشت. مدة ملك او هفتاد و هفت سال بود [١]. السابع عشر مرثد بن عبد كلال [٢]
بعد از تبع اصغر پادشاه شد، و مملكت يمن و اطراف در ضبط آورد، و او در زمان اردشير جامع بود، مرثد حمير را جمع كرد، و در عهد خود عدل كرد، و با خلق نيكو روزگار گذرانيد، و مدت ملك او چهل و يك سال بود، و بعد ازو ملك حمير و تبابعه متفرق شد، و بر يمن مقصور گشت و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع (و) المآب.
الثامن عشر ولتعه بن مرثد [٣]بعد از پدر بتخت نشست، در يمن پادشاه شد، و يمن را ضبط كرد، و در عهد او سيل عرم بر اهل سبا گشاده گشت، و اهل سبا پيش از سيل [٤] متفرق شدند، بعضي بشام رفتند، و بعضي بعراق رفتند و بعضي بمدينه. اين ولتعه خوابي ديد، معبران را بخواند گفت: من چه خواب ديدهام؟ بگوييد و تعبير كنيد! سطيح كاهن بود كه دران ديار ازو داناتري نبود، سطيح گفت: در خواب تاريكي ديدهيي! و از ميان آن يكي انگشت [٥] سياهي بيرون آمد و آتش گشت، و اهل يمن را بسوخت و همه را خاكستر كرد. تعبيرش آنست: كه از حبشه ملكي بيرون آيد، يمن را قهر كند و دين جهودي بدل كند، ملك يمن را حبشه بگيرد. ملك گفت: بعد از آن چه باشد؟
[١] راورتي: ٧٨ سال
[٢] كذا. مجمل: مرثد بن عبد الكلال. مسعودي: مرثد بن كلال.
حمزه: مرثد بن عبيد كلال. ابو الفدا: مرثد بن كلال، راورتي: مرثد بن عبد الكلال.
[٣] كذا، مسعودي: وكيعه بن مرثد. مجمل: وليعه بن مرثد. ابو الفدا: وكيعه بن مرثد.
راورتي: و لتعب بن مرثد.
[٤] اصل: سياه
[٥] بمعني زغال.