طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٥٩ - الثاني عشر يزد جرد الاثيم
و مدت ملك او هفتاد و دو سال بود درگذشت، و پنج باره شهر در بلاد متفرقه بساخت. التاسع اردشير بن هرمز
بن نرسي برادر شاپور ذو الاكتاف، بعد از برادر بر تخت بنشست، اول عدل كرد و خلق از وي بياسودند، چون سال تمام شد مزاج بگردانيد، علماء پارس را بكشت و ملوك را يك يك بكشت. بكينه خويش خلق خروج كردند، و او را از ملك بيرون كردند، مدت ملك او چهار سال بود، و السلام.
العاشر شاپوربن شاپور ذو الاكتاف. چون عم او را از ملك بيرون كردند او را بتخت بنشاندند با خلق نيكوئي كرد، عدل پيشه گرفت، عم او را مطيع شد، و ممالك را ضبط كرد، و خصمان را از ملك باز داشت، بعد از پنج سال و چهار [١] ماه حشم [٢] بر وي بشوريد او در خيمه نشسته بود او را بكشتند.
الحادي عشر بهرام بن شاپور [٣]او را در عهد پدر كرمانشاه خواندندي. چون پادشاهي بدو رسيد، بر تخت نشست
سخنان نيكو گفت و عدل كرد و با خلق نيكو روزگاري كرد، و ممالك را ضبط
ميداشت، و خصمان هر كسي بجاي خود ميبودند. چون از ملك او يازده سال بگذشت،
بقول طبري پانزده سال، سپاه بر وي بشوريد، و او را تيري رسيد كشته شد. بعضي
گفتهاند: او را فرزندي نبود، ملك به برادر او رسيد يزدجرد.
و بعضي گفتهاند: پسر او بود، بعد از پدر بتخت نشست.
يعني يزد جرد بزهكار، و يزدجرد خشن هم گفتندي يعني درشت. بعضي گفتهاند او پسر بهرام شاپور ذو الأكتاف بود، بدخو بود و غليظ و خونريز و ظالم و تباه كار و بزهكار. خلق عجم در ظلم او گرفتار آمد، و شفاعت هيچكس از وضيع و شريف در باب هيچ گناه كار قبول نكردي، و خلق عاجز شدند و دست بدعا و تضرع
[١] راورتي: دو ماه
[٢] اصل: حسم
[٣] اصل: بهرام بن شاپور بن شاپور، بقول طبري و مسعودي بهرام ابن شاپور ذو الأكتاف است
[٤] اصل: اسيم.