طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٨٣ - العشرون ذو شناتر
گفت: بعد از آن مردي بيرون آيد، ملك حبشه [١] را بكشد، يمن بگيرد (و بعد او هم كشته شود، و بعد از آن پيغامبري از عرب بيايد تا ملك يمن بگيرد) [٢] تا قيامت بدست امت [٣] او باشد، ولتعه بترسيد، و فرزندان را بعراق و چين فرستاد و مدت ملك او سي و هفت سال بود، و السلام. التاسع عشر حسان بن حسان [٤]
بن تبع الاصغر، بپادشاهي نشست. ملك پدران خود در ضبط آورد، و با خلق نيكوئي كرد، و خصمان را مقهور گردانيد، و مدت ملك او هفتاد و هفت سال بود [٥]، و اللّه اعلم بالصواب.
العشرون ذو شناتر [٦]بعد از حسان بن حسان پادشاه شد، و او از اهل ملك و خاندان تبابعه نبود
بروايت طبري نام او حنيفه [٧] بن عالم بود، دران وقت از تبابعه فرزندان
بزرگ نماند، كه مملكت را ضبط توانستي كرد، و اين ذو شناتر از ابناء اكابر
بود، و با خلق تعدي بسيار كرد، و عمل قوم لوط با فرزندان اكابر آغاز كرد، و
از حسان پسري مانده بود، او را ذو نواس گفتندي در جمال و رعنائي آيتي بود.
چون مراهق شد، خبر جمال و رعنائي او بدين ظالم بردند عليه اللعنه. ذو نواس
را بطلبيد. ذو نواس كاردي با خود ببرد. و بنزديك ذو شناتر رفت.
چون ذو شناتر خواست كه دست تعدي باو يازد [٨]، ذو نواس گفت:
اي
ذو شناتر! تو ميداني: كه بملك را تو احقم، ملك را بتو گذاشتهام مرا بدنام
مكن و بسلامت بگذار! گفت: اگر بمراد من نباشي، سرت بردارم. ذو نواس كاردي
در شكم آن ظالم زد، او را بكشت. و چون
[١] پ: حبشه ندارد.
[٢] كلمات بين قوسين در اصل نيست، از (پ) گرفته شد.
[٣] پ: امت ندارد.
[٤] مجمل: حسان بن تبع بن عمرو. حمزه: حسان بن عمرو بن تبع.
[٥] راورتي: ٧٠ سال.
[٦] اصل: دو شناتر، طبري و حمزه و مسعودي و ابو الفدا و راورتي: ذو شناتر.
[٧] كذا، طبري: لخنيمه ينوف ذو شناتر. قاموس: ذو الشناتر اسمه لخيمه.
[٨] يازيدن: دست درازي و اراده (فرهنگ نوبهار).