طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٣٧ - الحادي عشر السلطان بهاء الدين سام بن حسين
پسران: السلطان الاعظم معز الدين انار اللّه برهانه، سلطان الاعظم غياث الدين و الدنيا انار اللّه برهانه.
دختران: مادر الب غازي ملك خراسان عند قزلارسلان ابن الاخ السنجر.
حره
جلالي مادر تاج الدين ملكه جبال غور عند سلطان شمس الدين [١] چون ملك
الجبال بغزنين رفت و عمارت شهر فيروزكوه مهمل گذاشت، سلطان بهاء الدين از
سنگه [٢] به فيروز كوه آمد و شهر را عمارت كرد، و آن بناها و قصر [٣]
سلطنت را باتمام رسانيد و قلاع غور بنا فرمود، و با شاران غرستان [٤]
اتصال كرد [٥] و جلوس او بفيروز كوه در (شهور) سنه اربع و اربعين و
خمسمائه بود، چون حضرت فيروز كوه به فرمان او [٦] عمارت پذيرفت، چهار
قلعه حصين در اطراف ممالك غور و گرمسير و غرستان [٧] و جبال [و] هرات
بنا فرمود، و قصر كجوران گرمسير (و) غور و قلعه شورسنگ [٨] بجبال هراة، و
قلعه بندار بجبال غرستان و قلعه فيروز ميان غرستان و پارس [٩].
سلطان
بهاء الدين سام، بعد از شهادت سلطان سوري چون از برادر (ان) پنجگانه مهتر
بود، فرماندهي ملك غور او را مسلم شد، ملكه گيلان [١٠] كه او هم از نسبت
شنسبانيان بود و دختر ملك بدر الدين گيلان، در حكم او بود، حق تعالي او را
از آن ملكه بزرگ نسب، دو پسر و سه دختر كرامت كرد. پسران چون سلطان غياث
الدين محمد سام، و سلطان معز الدين محمد سام
[١] اسامي پسران و دختران سلطان بهاء الدين در نسخه اصل به صورت درست خوانده نميشود اين اسامي بصورت تقريب خوانده شد. مط و راورتي ندارد.
[٢] سنگه سنجه بقول ياقوت و ابن اثير يكي از شهرهاي غور بود (ر: ٢٦)
[٣] مط: قصور
[٤] كذا في الاصل. در مط: غزستان.
ترجمه راورتي: غرجستان. ولي غزستان براي هوز مسكن طوايف غز و خطه علي حده است. اما غرجستان در كتب مسالك و ممالك بصور مختلفه آمده و ما درين كتاب غرستان به راي قرشت را ترجيح داديم، كه در نسخه اصل است و شرح آن در ملحقات آخر كتاب خواهد آمد (ر: ٢٩)
[٥] مط: پيوند كرد.
[٦] مط: بدولت او
[٧] مط: غرجستان
[٨] راورتي: شير سنگ
[٩] مط:
و قلعه بندار بجبال غرجستان و قلعه فيوار (فيوار) ميان غزستان و پارس (مادين و نادين) راورتي: عرض فيروز، فيوار (ر: ٢٦)
[١٠] مط و راورتي: كيدان ولي گيلان صحيح است منسوب به گيلان حدود غزنه.