طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٦٨ - السادس السلطان علاء الدين مسعود شاه بن فيروز شاه
سه هزار جيتل بدادند، و بعضي از ابناء جنس داعي عفا اللّه عنهم اغراء [١] كردند. در مسجد جامع بعد از نماز خروج كردند، و بر داعي شمشير كشيدند و چند نفر غلام با سلاح با اين داعي بودند. از ميان غوغا [بحيله] بيرون آمده شد [و در شب] آن امرا و اتراك حصار بگرفتند، و ديگر روز شنبه هشتم ماه ذي القعده سنه تسع و ثلاثين [و ستمائة] شهر در ضبط آوردند، و سلطان را مقيد كردند، و مباركشاه فراش را كه در تهييج (فتنه) ميكوشيد مثله كردند و شهيد گردانيدند، و در شب شنبه سيزدهم [٢] ماه مذكور، سلطان معز الدين بهرامشاه شهيد شد. طيب اللّه ثراه. مدت ملك او دو سال و يك ماه و نيم بود. (و اللّه الباقي) السادس السلطان علاء الدين مسعود شاه بن فيروز شاه [٣]
سلطان علاء الدين مسعود شاه، پسر ركن الدين فيروز شاه، پادشاهزاده كريم و نيكو ظن [٤] بود، و بهمه اوصاف حميده موصوف. روز (شنبه) هشتم ماه ذي القعده سنه تسع و ثلاثين و ستمائة بود، كه شهر دهلي از دست معز الدين بيرون شد، و ملوك و امراء باتفاق، هر سه پادشاهزاده: سلطان ناصر الدين و ملك جلال الدين و سلطان علاء الدين را از حبس بيرون آوردند، و از قصر سپيد به قصر فيروزي [٥] در دولت خانه بردند، و بر سلطنت علاء الدين اتفاق كردند، بعد (از) آنچه ملك عز الدين بلبن در دولتخانه بر تخت نشسته بود بيرون قصر، و منادي باسم فرماندهي او يك كرت در شهر طواف كرده بود [٦] دران معني اتفاق نيفتاد، سلطان علاء الدين را بتخت نشاندند، و خلق را بيعت عام دادند، و ملك قطب الدين حسن غوري نايب ملك شد، و نظام الملك مهذب [٧] و زير شد، و ملك قراقش امير حاجب شد، و بلاد ناگور و مندور و اجمير بملك عز الدين بلبن مفوض گشت، و خطه بداون بملك تاج الدين سنجر قتلق [شاه] دادند. و كاتب حروف، چهارم روز (از) فتح دهلي (از قضا) استعفا طلبيده [٨] و مدت بيست و شش روز قضا مهمل بود، تا چهارم (ماه) ذي الحجه
[١] اصل: اعزاز
[٢] مط: هزدهم. راورتي: ١٣
[٣] راورتي: السلطان علاء الدنيا و الدين مسعود شاه بن سلطان ركن الدين فيروزشاه
[٤] مط: خلق
[٥] مط: بقصر فيروز دولتخانه بردند
[٦] اصل: كرده بودند.
[٧] اصل: مهذب و وزير و ملك ...
[٨] اصل: استغنا طلبيد.