طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٥٢ - السابع الكسري الاشغاني
بن اشكان. بعد از پدر بتخت نشست، و ملك حضر [١] را بشام فرستاد، و
بني اسرائيل را عذاب بسيار نمود، و بيت المقدس را خراب كرد، و همچنان خراب
بماند تا بعهد اسلام، چنانكه سنگي بر سنگي نمانده بود.
شاپور مرد ظالم
دوست بود و قاهر و ضابط و كين كش بود. چون از ملك او چهار سال بگذشت، مهتر
عيسي عليه السّلام را به بيت المقدس ولادة بود و مدت ملك او شست سال بود
درگذشت. و اللّه الباقي.
بن شاپور. پس از شاپور گودرز به تخت پدر نشست، و او را گودرز اكبر گويند، مرد ضابط و نيكو عهد بود، بملك خود كه در ضبط داشت قانع بود، و مدت ملك او ده سال بود درگذشت. و اللّه الدائم.
الخامس گودرز الاصغربيك قول سرسق نام بود، و بقول تاريخ طبري گودرز اصغر پسر گودرز اكبر بود بقول ديگر ايران نام بود. نوزده ساله بود، كه بتخت نشست. بيست و يك سال ملك راند، مرد جلد بود و با خلق نيكوئي كرد. و اللّه اعلم بالصواب.
السادس لرسي الاثغانيچون بتخت نشست، با خلق نيكوئي كرد و ملك را ضبط كرد، و خصمان را مقهور گردانيد و رسمهاء نيكو نهاد، و آئين دادگسترد، و در عهد او خلق آسايش داشتند و چون پادشاه گشت گفت: هر كه در پادشاهي من هست، فرمان برداري كنيد تا از من نيكوئي بينيد، و هر كه سر از فرمان من بكشد بزندان بكنم، و مدت ملك او چهل سال بود. و اللّه اعلم.
السابع الكسري الاشغانياو را اردوان اكبر گويند، مرد ضابط و سايس و جلد بود، و چون ملك در تصرف آورد، با خلق نيكوئي كرد، و هر كه از اطراف، قصد او كرد، آن قاصد را قهر كرد
[١] اصل: خضر، ولي بقول ابن خلدون (٢: ١٦٨) و مجمل (ص ٦٠) صاحب الحضر است.