طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٨١ - السادس عشر تبع الاصغر
باتفاق جواب گفتند: كه تو برادر خود را بظلم و ناحق كشتهيي! حق تعالي به مكافات آن تعدي و ظلم، خواب از تو بستده است، درمان آن درد آنست:
كه جمله كساني را كه بر قتل برادر تحريص نمودند بكشي، مگر قبول كند و راحت خواب باز دهد.
عمرو بن تبع آن حديث ايشان قبول كرد، و هر كه او را بران ظلم و قتل داشته بود جمله را بكشت. مگر دو رعيتي كه او را از كشتن برادر منع كرده بودند و اين جمله در عهد ملوك طوايف بود، بعد از عهد ذو القرنين. چون كشندگان برادر را تمام بكشت، حق تعالي او را صحت بخشيد و خواب يافت، آن جمله بروايت مقدسي. اما بروايت طبري عمرو هم دران بيخوابي شد. مدت ملك او بيست و سه سال بود. الخامس عشر عبد كلال بن مرتد
عبد كلال بن مرتد [١]، بعد از عمرو پادشاه شد و قوت تمام گرفت، و از اطراف مال بستد و جمع كرد و ممالك تبابعه ضبط كرد و در تصرف آورد و او در عهد مهتر عيسي بود عليه السّلام. ايمان آورد و مدت ملك او هفتاد و چهار سال بود، در عهد او كاري زيادت نبود، كه ذكر را شايد. و اللّه علي كل شيء قدير.
السادس عشر تبع الاصغربن حسان بن تبع الاوسط. بعد از عبد كلال پادشاه شد در يمن، و ملك اجداد
خود در ضبط آورد، و قوت تمام گرفت. و در روايات آنست: كه يهود يثرب را
بكشت، و سبب آن بود: كه دو قبيله بودند از اصل انصار در مدينه، يكي اوس دوم
خزرج. اين دو قبيله بدست يهودان عاجز آمده بودند، و از يهودي پادشاه بود
در مدينه فطيون نام، مرد ظالم و ستمگار، عروس را كه بخانه شوهر بردندي
پيشتر نزديك فطيون آوردندي، تا بكارت او زايل كردي، آنگاه بخانه شوهر
بردندي.
چون ظلم او بسيار شد، ملك بن عجلان الخزرجي [٢] دختر خود را
بخصم [٣] خود ميداد، آن دختر را به فطيون بردند، ملك عجلان لباس زنان در
پوشيد
[١] كذا. مجمل: عبيد كلال بن بلقين. حمزه: عبيد كلال بن مثوب.
[٢] اصل: الحررحي.
[٣] اصل: تحصم ميداد. پ: مانند متن.